تبلیغات
گروه نرم افزاری باران - مطالب اجتماعی

تعداد بازدید : 35844


گیاهخواری،راز طول عمری مردی که 256 سال عمر کرد+عکس

 

مصرف غذاها و نوشیدنیهای گیاهی و حفظ آرامش، باعث شده بود مردی در چین 256 سال عمر کند.

پایگاه خبری شام تایمز به نقل از یک پایگاه خبری چینی نوشت این شخص که نامش چو لیانگ بود در سال 1677 میلادی متولد و در سال 1933 میلادی از دنیا رفت.

لیانگ بیشتر زندگی خود را در کوهها صرف جمع آوری گیاهان خوراکی و دارویی کرد.

موضوعی که باورش دشوار است آن است که او در سن 71 سالگی به ارتش چین ملحق شد و به عنوان مربی فنون رزمی و دفاع از خود و مشاور نظامی خدمت کرد. او زمانی که صد ساله شد دستاوردهایش در زمینه طب چینی بروز کرد و از دولت جایزه ویژه گرفت.

لیانگ در سن 200 سالگی به عنوان استاد سخنران به دانشگاه می رفت و در آن سنین بود که تعداد زیادی قرار ملاقات از خارج با وی گذاشته شد.

لیانگ در طول عمرش با 23 زن ازدواج کرد و تعداد بسیار زیادی فرزند و 180 نوه داشت.

طول عمر لیانگ سه علت دارد یکی آن که او برای مدت زمان طولانی غذای گیاهی مصرف می کرد.

دیگر آن که او همواره آرام بود.

سوم آن که نوعی چایی(دمنوش)گیاهی به نام دیوخار می نوشید.








طبقه بندی: اخبار، اجتماعی، پزشکی،
برچسب ها: راز طول عمر، راز طول عمری مردی که 256 سال عمر کرد، مردی که 256 سال عمر کرد، طب سنتی، گیاهخواری، احمد مومنی، دانلود پروژه رایگان،

تاریخ : چهارشنبه 13 آبان 1394 | 04:09 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

رازهای موفقیت علی‌اكبر رفوگران - پدر خودكار ایران


احتمالا هیچ ایرانی نیست كه حداقل یك‌بار خودكار بیك در دستش نگرفته باشد و با آن آشنا نباشد، كسی را سراغ دارید كه نامی جز بیك برای خودكار بیاورد؟


موسس كارخانه خودكار و عطر بیك و مداد سوسمارنشان

«علی‌اكبر رفوگران» كسی است كه نام خودكار را برای این نوشت‌افزار گذاشت؛ نامی كه به گفته خودش، اسم مناسبی برای این وسیله نوشتنی نیست! او به گردن تمام ما حق دارد و باید به احترامش كلاه‌مان را از سربرداریم و درود بفرستیم به همه تلاش‌هایی كه در این سال‌ها انجام داده است.

از زبان خودش :اولین نوآوری
اوایل سال‌ 1330 در‌حالی كه ازدواج كرده بودم و تازه تشكیل زندگی داده بودم، پیش پدرم شاگردی می‌كردم. پدرم یك محموله بزرگ مداد ژاپنی خریده بود. آن زمان ‌‌ اجناس ژاپنی ‌كیفیت خوبی نداشتند و پرطرفدار نبودند. همان موقع فكر كردم ‌چه كار كنم این مدادها به فروش برسند تا هم پدرم از دست آنها خلاص شود هم خودم بتوانم پولی به‌دست بیاورم و جلوی پدر و همسرم خودی نشان بدهم. دیدم می‌توان كاری كرد كه این مدادها بچه‌پسند شوند.غروب آن روز به كارگاه یك جوان ارمنی كه قالب‌ساز بود رفتم و از او خواستم قالب كله‌عصا بسازد كه وقتی روی مداد قرار می‌گیرد، مداد به شكل یك عصای كوچك در‌بیاید و قالب كوچكی هم بسازد كه به‌وسیله آن، 2 مداد روی هم سوار شوند.‌ ‌او ایده‌ام را به خوبی اجرا كرد و مداد در واقع عصایی به طول 2 مداد با منگوله‌ای در قسمت بالا خیلی زیبا و بچه‌پسند شد و مطمئن شدم كه با سود فروش آنها، می‌توانم سرمایه ‌خوبی دست و پا كنم. فردا صبح نزد پدرم رفتم و همه مدادها را خریدم. فكر كرد دیوانه شده‌ام، ولی با اصرار من، مدادها را‌ فروخت و من هم تغییراتی كه در نظرم بود روی مدادها اجرا كردم و در طول چند‌روز، همه مدادها را فروختم و پول‌خوبی به‌دست آوردم. بعد از آن، تصمیم گرفتم تجارت كنم و چون پدرم به اصطلاح بنكداری می‌كرد و به تجارت خارجی رضایت نمی‌داد، از او جدا شدم و در بازار بین‌الحرمین پاساژ مهتاش، یك مغازه خریدم و شروع به كار كردم.
سال 1375 كارخانه عطر بیك را از فرانسه خریداری كردم. علت اصرار من برای تهیه عطر در ایران، این بود‌كه اول از همه مخارج گمركی واردات عطر به ایران زیاد است و تولید آن در ایران قیمت را پایین می‌آورد، دوم اینكه كشور ما جمعیت جوان زیادی دارد كه شاید همه آنها قدرت خرید عطرهای گران‌قیمت خارجی را نداشته باشند و من می‌دانستم می‌توانم محصولی با كیفیت عطرهای گران‌قیمت خارجی را با قیمت بسیار كمتر در ایران تولید كنم.

ابتكار، ابتكار، ابتكار
وقتی از پدرم جدا شدم، سرمایه ‌كمی داشتم كه برای كارهای بزرگ كفایت نمی‌كرد. جنگ جهانی تازه تمام شده بود و آلمان از ویرانه‌‌ای بلند شده بود و كارخانه‌ها یكی یكی ‌شروع به كار كرده بودند. من مكاتباتم را با آنها آغاز كردم و هر‌روز كاتالوگ‌ها و نمونه‌های مختلفی به‌دستم می‌رسید و حسرت می‌خوردم كه چرا نمی‌توانم روی آنها كار كنم تا این‌كه كاتالوگ یك عكس‌برگردان به دستم رسید‌، همان موقع یك طرح جالب به ذهنم رسید؛
پیش یك استاد خطاط رفتم و جمله «فا الله خیروحافظا و هو ارحم الراحمین» را ‌دادم ‌به خط زیبا‌ بنویسد، 2 تا طاووس هم از كتاب بریدم و كنارش گذاشتم و آن را داخل پاكت گذاشتم و یك‌نامه هم ضمیمه‌اش كردم كه‌ 10‌هزار عدد از این طرح برایم چاپ كنید. فرستادم رفت و تا یك ماه خبری نشد. ماجرا را به كلی فراموش كرده بودم و مشغول كارهای خودم بودم تا این‌كه یك كارتن از آلمان به دستم رسید. وقتی آن را باز كردم، طرحم را به‌صورت عكس‌برگردان چاپ كرده بودند.
به شاگردم هزارتا از این عكس‌برگردان‌ها را دادم و گفتم تا اینها را نفروختی، مغازه نیا، اگر یك‌ماه هم طول كشید، اشكالی ندارد. شما مرخصی تا اینها را بفروشی. چند‌ساعت بعد برگشت و گفت همه را فروختم! من قیمت هر برچسب را 5 ریال گذاشته بودم و در‌عرض چند‌روز همه را فروختیم تا این‌كه یك بسته دیگر رسید. همین‌طور هفته‌به‌هفته یك بسته‌ 10‌هزار‌تایی می‌رسید و ما كلی تعجب كرده بودیم! تقریبا با آخرین بسته‌ها یك نامه هم از آن شركت آلمانی به دستمان رسید كه گفته بود چون قیمت‌10‌هزار‌تا از این برچسب‌ها با 200‌هزار‌تای آنها یكی بود، برایتان‌ 200‌هزار تا چاپ كردیم و شما پول 10 هزار تا را بدهید. با این وجود شرایط جوری بود كه به‌صورت باور نكردنی سود كردیم، چون ما به ازای هر‌10‌برچسب باید یك ریال به‌شركت می‌دادیم و اگر این نامه همان روزهای اول به دستمان می‌رسید، قطعا قیمت را خیلی پایین‌تر می‌گذاشتم.
وقتی به ایران برگشتیم، شركتی تشكیل دادیم به نام شركت صنعتی «قلم‌خودكار»، به این ترتیب كه پدرم 43درصد، برادر بزرگم (حاج عباس)، 33درصد و من 33 درصد سهام داشتیم.

از خودنویس به خودكار
من قبل از این‌كه به فكر تولید خودكار باشم، چون هنوز خودنویس وسیله رایج نوشتن بود، درصدد تولید خودنویس در ایران برآمدم. ساخت خودنویس با همه سادگی ظاهری‌اش، تجربه كافی و آشنایی به تكنیك پیچیده ‌تولید آن را طلب می‌كند كه آن موقع بدون كمك خارجی‌ها، دستیابی به آن محال بود. من‌ نمایندگی یك خودنویس را داشتم به نام «لوكسور» كه كارخانه‌اش در هایدلبرگ آلمان بود. به آنجا رفتم و با رئیس كارخانه لوكسور ملاقات كردم. وقتی ‌قصد خود‌م برای تولید خودنویس با مشاركت او در ایران را گفتم، هیكل درشت‌اش را از روی صندلی بلند كرد و قلمی را كه در دست داشت به‌شدت روی زمین كوبید و گفت، شما كشورهایی كه مواد اولیه دارید، اگر بخواهید تولید‌كننده هم باشید، پس ما چه باید بكنیم؟ بعد از آن هم دیگر به نامه‌های من پاسخ نداد و من را از نمایندگی خلع كرد.

برچسب‌ها غوغا كرد
با این طرح و طرح‌ دعای «وان‌یكاد» و چند طرح دیگر، كارمان به شدت رونق گرفت و طوری شد كه فرصت نمی‌كردیم حتی مشتری را جواب بدهیم و تا بازاری‌ها بفهمند كه این برچسب‌ها چیست و از كجا می‌آید توانستم سرمایه خوبی به دست بیاورم. بعد از مدتی پدرم موافقت كرد تا دوباره با هم كار كنیم و كار تجارت و واردات را به كارش اضافه كنیم و من و پدر و برادربزرگم شركتی تاسیس كردیم و كالاهای مختلفی در آن تولید و وارد كردیم.

اجازه تولید خودكار را گرفتم
در پاریس به كمك آقای لوك به دیدار آقای بیك، موسس و رئیس كارخانه بیك رفتم. بدون مقدمه‌‌ گفت: آقای رفوگران چه كاری می‌توانم برای‌تان بكنم؟ من كه از قبل برای این لحظه خودم را آماده كرده بودم و یك كیف پر از پول كه چشم هر كسی را خیره می‌كرد با خود برده بودم را باز كردم و به او گفتم: «‌آقای بیك، یك ماشین تزریق پلاستیك از آنها كه اضافه دارید به اضافه یك قالب خودكار دسته‌دوم به من بفروشید و پولش را همین الان بردارید، من می‌برم تهران اگر توانستم تولید را به سطحی برسانم كه مورد رضایت شما باشد، اجازه تولید خودكار بیك در ایران را به من بدهید، اگر نتوانستم ماشین تزریق را نگه می‌دارم و قالب را به شما برمی‌گردانم تا سر فرصت به هر كس خواستید بفروشید و بعدا پولش را به من بدهید.»
آقای بیك كه چشمش به اسكناس‌ها افتاده بود و مطمئن بودم نمی‌تواند دل از آنها بكند، لبخندی زد و گفت‌ این پشتكار را به شما تبریك می‌گویم.
بعد از پیروزی انقلاب طی اتفاقاتی وداع تلخی با خودكار بیك و كارخانه‌ای كه خودم سنگ بنایش را گذاشته بودم داشتم و الان‌ حس پدری را كه فرزندش را از دست داده باشد دارم. آن روزها خودكار بیك حرف اول را در ایران می‌زد؛ اما حالا خودكارهای چینی ‌‌جای یك تولید ملی را گرفته‌اند و كارخانه بیك با تولید كمی مشغول فعالیت است.

حجره‌ای كه خرج ما را نمی‌داد
حجره پدرم فقط 12 متر بود و واقعا گنجایش 3 نفر را نداشت، هرچند با اضافه كردن واردات و ثبت نمایندگی بیك به بیشتر‌شدن درآمد كمك كرده بودم؛ اما روح بلندپروازانه من و كارخانه فعال بیك من را به فكر تولید خودكار در ایران انداخت. پدرم را متقاعد كردم به فرانسه برویم و از بیك بخواهیم كه اجازه تولید خودكار بیك را در ‌ایران به ما بدهد، ابتدا او راضی نمی‌شد؛ اما وقتی اصرار من را دید بالاخره با اكراه رضایت داد در یك سفر طولانی و مخاطره‌انگیز از راه عراق، اردن، سوریه و لبنان، ایتالیا و آلمان به فرانسه رسیدیم كه خود سفرمان یك دنیا خاطره و داستان دارد كه همه آنها را كتاب خاطراتم آورده‌ام.

خودكار، خودكار شد
زمانی كه هنوز قلم، سرقلم، مداد و خودنویس ابزار نوشتن بودند و كسی خودكار را نمی‌شناخت یك روز دلالی نمونه‌ای را برای فروش به حجره پدرم آورد كه همان خودكار بیك بود. نمونه را به پدرم نشان داد، پدرم گفت چطور كار می‌كند؟جوهر را چطور توی آن می‌ریزند؟ و من هم كه می‌دانستم این نوشت‌افزار چیست، گفتم خودكار است و نیازی به ریختن جوهر در آن ندارد.

شركت قلم خودكار
وقتی به ایران برگشتیم، شركتی تشكیل دادیم به نام شركت صنعتی «قلم‌خودكار»، به این ترتیب كه پدرم 34درصد، برادر بزرگم (حاج عباس)، 33درصد و من 33 درصد سهام داشتیم. با خرید یك قطعه زمین در تهران‌نو با سرعت ساخت كارخانه را شروع كردیم و وقتی ماشین‌ها به تهران رسید، همه چیز آماده بود. 3 ماه طول كشید تا اولین محصول به دست آمد. در آن روزگار افراد تحصیل‌كرده فنی بسیار كم بودند. دستگاه تزریق پلاستیك كه امروزه از ساده‌ترین دستگاه‌هاست، برای ما آن روزها غولی بود. به هر حال به هر زحمتی بود، یك شاخه از تولیدات خود را به فرانسه فرستادیم و جالب این‌كه تلگراف آمد آقای بیك گفته‌اند از رفوگران بپرسید چه كار كرده كه چنین محصول‌ خوبی تولید كرده است و چه موادی مصرف كرده‌اندكه خودكار به این با‌كیفیتی ساخته‌اند و این تلگراف شادی‌بخش به منز‌له جواز كار ما محسوب می‌شد و از این‌جا به بعد را دیگر همه می‌دانند كه چطور خودكار بیك همدم همه ایرانیان شد و ما میلیون‌ها خودكار تولید كردیم.

كارخانه مدادسازی
پس از چند سال كه من مشغول تولید خودكار بودم توسط شخصی پیشنهاد خرید كارخانه مداد به من شد. این كارخانه مدادسازی را شخصی به نام «فرمانفرمائیان» برای دامادش وارد ایران كرده بود؛ ولی او نتوانسته بود‌ كارخانه را بچرخاند و كارخانه بلااستفاده مانده و متروكه شده بود. من این كارخانه را به تنهایی و این بار بدون كمك پدر و برادرم خریدم و چون آن زمان مداد سوسمارنشان از كارخانه «فابركاستل» آلمان به ایران وارد می‌شد و بسیار رواج داشت، من به فكر تولید آن در ایران افتادم. این‌بار به آلمان رفتم و طی یك مرحله دشوار با راضی‌كردن روسای فابركاستل آلمان كه آن هم شرح‌اش بسیار مفصل است، امتیاز ساخت آن را گرفتم. مداد سوسمار‌ را با همان كیفیت مداد ساخت آلمان در ایران تولید كردم و این مداد هم سال‌ها حرف اول را در بازار می‌زد و مثل خودكار بیك در همه ایران شهرت خوبی داشت تا این‌كه بعد از پیروزی انقلاب آن را به برادرزاده‌ام واگذار كردم.

عطر بیك به جای خودكار
سال 1375 كارخانه عطر بیك را از فرانسه خریداری كردم. علت اصرار من برای تهیه عطر در ایران، این بود‌كه اولا مخارج گمركی واردات عطر به ایران زیاد است و تولید آن در ایران قیمت را پایین می‌آورد دوم این‌كه كشور ما جمعیت جوان زیادی دارد كه شاید همه آنها قدرت خرید عطرهای گران‌قیمت خارجی را نداشته باشند و من می‌دانستم می‌توانم همان عطر را با كیفیت عطرهای گران‌قیمت خارجی اما با قیمت بسیار كمتر در ایران تولید كنم. همه وقتی فهمیدند می‌خواهم تولید عطر را در ایران آغاز كنم، تعجب كردند و معتقد بودند ‌ نمی‌شود چنین چیزی در ایران تهیه كرد، حتی آقای بیك هم فكر می‌كرد این كار در ایران موفق نمی‌شود؛ اما من با كمك خواهرزاده‌ام آقای «مهندس كاتوزیان» موافقت بیك را جلب كردیم تا عطر بیك را در ایران تولید كنیم كه این كار هم با موفقیت انجام شد.
كارخانه عطر بیك قرار بود به سنگاپور یا مالزی برود، ولی ما نه تنها از رفتن آن به كشور دیگر جلوگیری كردیم، بلكه باعث شدیم این عطر به ایران بیاید و برای مردم ‌خودمان تولید کنیم.



برای تغییر در طرز تفکر با ما همراه شوید


گروه نرم افزاری باران - بخش موفقیت و مثبت اندیشی






طبقه بندی: مثبت اندیشی، اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: خودکار بیک، عطر بیک، رازهای موفقیت علی‌اكبر رفوگران، پدر خودكار ایران، علی‌اكبر رفوگران، مجله موفقیت، مثبت اندیشی،

تاریخ : چهارشنبه 13 آبان 1394 | 03:59 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

احسان علیخانی رقم دستمزدش را اعلام کرد / مگر مادران ما این برنامه را می‌سازند که فحش می‌دهید

احسان علیخانی مجری برنامه‌ی «ماه‌عسل» به مطالب مطرح‌شده در مورد این برنامه پاسخ داد و رقم دقیق دستمزدش را اعلام کرد.

به گزارش ملکانه، او در برنامه‌ی جمعه‌شب «ماه‌عسل» وقتی از میهمانش پرسید که میزان درآمدش چقدر است؟ با این گفته مواجه شد: «درآمد کشاورزی و دامداری زیاد است. حالا اجازه بدهید من از شمت بپرسم که درآمد شما چقدر است؟ خصوصاً آن‌که در این روزها در فضای مجازی و در رسانه‌ها هم زیاد در مورد دستمزد شما صحبت شده است.»

علیخانی از میهمانانش پرسید که شما چه رقمی را خوانده یا شنیده‌اید و آن‌ها هم در پاسخ گفتند که یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان.

همین مسئله باعث شد تا علیخانی به گفته‌ی خودش از میهمانانش وقت بگیرد و در مورد دستمزد و اتفاقاتی که برای این برنامه افتاده صحبت کند.

او گفت که در طول سال فقط برنامه‌ی «ماه‌عسل» را اجرا می‌کند و کار دیگری ندارد و برای این برنامه هم رقم دریافتی‌اش ۴۵ میلیون تومان است.

او گفت که رقم یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان به‌هیچ‌وجه صحت ندارد، چون «یکی این‌که سازمان ما به‌شدت مشکل مالی دارد و ما این را بارها گفته‌ایم، دوم این‌که در این سازمان کارشناسان زیادی هستند و کارها را ارزیابی می‌کنند، مثلاً حتی در مورد قیمت دکور ما هم نظر می‌دهند و مثلاً می‌گویند این دکور فلان بخشش زیادی است و پرهزینه و ما هم می‌پذیریم.»

به گفته‌ی علیخانی اصلاً امکان ندارد که یک مجری مثل او به مقامات سازمان (سرافراز رئیس سازمان، پورمحمدی معاون سیما و مدیر شبکه‌ی سه) بگوید که من یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برای اجرای این برنامه می‌گیرم.

او که به گفته‌ی خودش نمی‌خواسته در مورد این ماجراها حرف بزند، بازهم از میهمانانش عذرخواهی کرد تا در مورد حواشی این برنامه و توبیخ عوامل آن‌هم حرف بزند.

مجری «ماه‌عسل» که اجرای برنامه‌های تحویل سال را هم به عهده‌ دارد، گفت: «برخی این حرف‌ها را می‌شنوند و باور می‌کنند و به یک لشگر میلیونی تبدیل می‌شوند تا تو را به لجن بکشند، درصورتی‌که این‌گونه نیست و من این برنامه را برای مردم اجرا می‌کنم و هرچه دارم از تلویزیون و نگاه مردم است.»

او ادامه داد: «اگر میهمانی را به برنامه دعوت کنیم و با او بگوییم و بخندیم، فرا می‌گویند چرا به مشکلات جامعه توجه نمی‌کنی، اگر از درد و آسیب‌ها حرف بزنیم، چیز دیگری می‌گویند.»

او با اشاره به این‌که هیچ مدیری نیست که بگوید احسان علیخانی پشت در اتاق من نشسته بود تا از من کار و برنامه بگیرد، گفت: من می‌دانم که در چه زمانی دارم برنامه اجرا می نم، این زمان زمانی است که می‌توانست در اختیار یک مرجع عالی‌قدر قرار بگیرد، ما هم حواسمان به این مسئله هست اما خب ما هم آدم هستیم و اشتباه هم می‌کنیم.

علیخانی به سالگرد شلیک ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری ایران اشاره کرد و گفت کسانی که آن فاجعه را رقم زدند گفتند اشتباه کرده‌ایم و مدال هم گرفتند.

او از تذکری که به برنامه داده‌شده، به‌عنوان تذکر درست و بجا نام برد و گفت که ما و بچه‌های برنامه سهواً یک اشتباهی کردیم و درواقع می‌خواستیم تضاد و تبعیض بین شغل‌ها را نشان دهیم.

او از مردم و مدیران سازمان صداوسیما عذرخواهی کرد و گفت که اگر زمانی بداند که مردم خاطرشان از بابت این برنامه مکدر است، امکان ندارد در این برنامه بماند.

او به مطلبی که در موردش نوشته‌شده بود هم اشاره کرد و افزود: «کسی نوشته بود که دست کثیفت را از روی سر آن پسربچه بردار، چشم من دست کثیفم را برمی‌دارم، اما شما که دستتان تمیز است یک کاری بکنید.»

علیخانی با اشاره به صحبت‌های محسن تنابنده درباره پایتخت گفت: «تنابنده می‌گفت مگر مادر من پایتخت را ساخته که به او فحش می‌دهید، حالا من با عذرخواهی از همه بچه‌های برنامه می‌گویم، مگر مادران ما این برنامه را می‌سازند که فحش می‌دهید.»

میهمان برنامه که جانباز دوران جنگ تحمیلی بود هم برخلاف میلی علیخانی و اصرار او، گریزی به حرف‌های مجری برنامه زد و گفت که قطار وقتی ایستاده است کسی کاری به آن ندارد، وقتی قطار به حرکت درمی‌آید سنگ می‌خورد. او از مدیران صداوسیما خواست که پشت کسانی که در خط مقدم جبهه‌ی فرهنگی هستند بایستند.




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی، هنری،
برچسب ها: احسان علیخانی، دستمزد احسان علیخانی، احسان علیخانی رقم دستمزدش را اعلام کرد، درآمد ستارگان سینما، دستمزد بازیگران و مجریان صدا وسیما، دانلود پروژه برنامه نویسی رایگان، آگهی استخدام،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:40 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

2991298_660

این روزها، روزگارِ خیلی ها بر وفق مراد نیست. حالِ خیلی ‌ها خوبِ خوب، نیست. خیلی ‌ها مشکلشان کمبودِ وقت نیست بلکه فقط برای شمردن مشکلاتشان، وقت کم می ‌آورند…

خیلی ها برای درددل کردن، نمی دانند از کجا شروع کنند. موازنه ‌ی انرژی های مثبت و منفی ‌شان، حسابی به سودِ منفی ‌ها کشیده…

این روزها مردم گرفتارند؛ ۸های زیادی هنوز در گرو ۹ مانده که مانده…

این روزها، روزگارِ خیلی ها بر وفق مراد نیست. حالِ خیلی ها خوبِ خوب، نیست.

خیلی ها مشکلشان کمبودِ وقت نیست بلکه فقط برای شمردن مشکلاتشان، وقت کم می آورند…

خیلی ها برای درددل کردن، نمی دانند از کجا شروع کنند. موازنه ی انرژی های مثبت و منفی شان، حسابی به سودِ منفی ها کشیده…

شادی ها، کوتاه و بی رمق شده اند و از پسِ غم های کهنه برنمی آیند…

خیلی از آرزوهای خیلی ها بر زمین مانده و خیلی از دعاهای خیلی‌ها، سالهاست که مستجاب نشده…

اونهایی که به دین و مذهب چندان گرایشی ندارند، مقصّر همه ی بدبیاری‌ها رو بدشانسی میدونن؛ اونهایی سر به آسمانِ خدای بالای سرشون دارند، می‌گویند: نمی دونیم حکمت این همه گرفتاری چیه؟! انگار دیگه صدای ما رو نمی شنود! چه گناهی به درگاهش کردیم که این همه باید عقوبت پس بدیم؟! گلایه‌ها گاهی به زبان می آیند، گاهی هم فقط از دلها عبور می کنند.

وقتی می گیم: خیلی ها اینجوری هستن، دلیل نمی شود که خیلی های دیگه، خوش و خرّم و راضی و سرحال نباشند یا بر مرکب موفقیت ننشسته باشند یا به آرزوهای قشنگ مادی و معنویشان نرسیده باشند… تحصیلات خوب و راحتی نداشته باشند؛ یا ازدواج موفق و دلخواهی نکرده باشند؛ بچه های سالم و صالحی نداشته باشند یا یک اربعینِ دلنشین، با پای پیاده، سر به آستان بهشت سیدالشهدا(ع) نسائیده باشند…

شما هر دو دسته ی “خیلی ها” را دیده‌اید. خودتان یا میان گروه اول، یا دوم، یا جایی در وسط ایستاده اید.

اما اینجا قدری با گروه اول، حرف بیشتری داریم.

با شمایی که گاهی محاسباتت جور درنمیاد؛ غمگینی، ناراحتی، هیچ دست و دندانی برای بازکردن گره کارِت پیدا نمی کنی… دیگه نه وقتی و نه حوصله ای برای صبر کردن نداری، خسته ای از گرفتاری های حل نشده… تنهای تنهایی. حسرت هزار چیز در دلت مانده و از این غصه های بی شمار…

قرآن می گوید: اگر از تو رویگردان شدند، (یا حتی ورق روزگار از تو برگشته)، یک چیز را بدان: این که خدا مولای توست. خوب مولایی است. خوب یاوری است. “وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر”[۱]

اگر پول نداری ولی مولای خوبی داری

اگر پارتی کلفت نداری؛ ولی مولای خوبی داری

اگر فامیل و قبیله و عشیره‌ی سرشناس نداری ولی مولای خوبی داری

اگر زور بازو و توان و قدرت نداری ولی مولای خوبی داری

مولا یعنی همه‌کارهای آدم. صاحب اختیار آدم. وکیل تام الاختیار آدم. مولای ما، مولای معمولی نیست، بهترینِ بهترین هاست. برای هر کداممان بالاخره یه جایی این ثابت شده. احساس کرده ایم که کارش درسته. رو حسابه. کاری نیست که از او برنیاد. مولا کار خودش را بلد است. او که شرط مولایی و آقایی را تمام کرده، ما چقدر بندگیِ درست حسابی تحویلش داده ایم؟! او که همه جوره کاستی ها و نافرمانی هایمان را ندید گرفت؛ حتی با خوش بینی و مهربانی، به نیکی تبدیلشان کرد[۲] ما چقدر با بدبینی و بی اعتمادی، به برنامه ریزی هایش نگاه کردیم و گوشه ی دلمان به عدالتش شک کردیم؟! (نعوذبالله) زندگی هایمان با قطب نمای خدا جهت نگرفته، اونوقت از حیرانی و سرگشتگی شکایت می کنیم! دلهایمان را با بنده های خدا صاف نکرده ایم، اونوقت از هوای غبار آلود و گرفته ی دلمان می نالیم! خوردن و خوابیدن و پوشیدن و حرف زدنمان با شاخص های خدا تنظیم نشده، اونوقت گله از بیماری و بی حالی و بی یاری می کنیم! ما فقط فکر می کنیم که خیلی خوبیم! آن هم به خاطر این است که گناهان دیگران را می شماریم و ثواب های خودمان را. بعد مقایسه می کنیم، می بینیم ما بهتر از دیگرانیم در حالی که مشکلات و سختی ها و کمبودهایمان خیلی بیشتر از اونهاست! ولی فراموش کرده ایم که مولای ما، مولای آنها هم هست. این بهترین مولایی که حواسش به همه هست، همه ی برنامه هایش را برای ما توضیح نمی دهد. چیزهایی می‌داند که ما نمی دانیم. “والله یعلم و انتم لا تعلمون”[۳]

حالا چه کنیم با این احوالمان؟

این مولا نیست که لازم باشد در برنامه هایش تجدید نظر شود، این ماییم که باید زاویه دیدمان را عوض کنیم، باید نوک پیکان اتهام را سمت خودمان بگیریم و در بندگی و زندگی مان تجدیدنظر کنیم. باید برای برون رفت از بحران ها، حساب ویژه ای روی “تقوا” باز کنیم.”وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ…”[۴] و هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند؛ و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می دهد.

باید باور کنیم. اعتماد کنیم به مولایی که قادر است از جایی که هیچ کس فکرش را نمی کند، به بندگانش روزی دهد. البته شرطش تقواست. مولای خوبی که وکیل و کفیل ماست. اگر واقعاً کارها را به او بسپاریم، خودش برای به سامان رسیدن همه چیز، کافیست. و شرط آن، کمی توکل واقعی است.”وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً”[۵] و هر کس بر خدا توکل کند، کفایت امرش را می کند خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.

باید بیشتر با مولا حرف بزنیم. به زیبایی حرف هایی که امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) با مولای خود می زد. حرف هایی که جمله جمله اش هم مولا را به ما می شناساند هم خودمان را به خودمان:

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی

مولای یا مولای انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی

مولای یا مولای انت المعطی و انا السائل و هل یرحم السائل الا المعطی…

پی نوشت:

[۱] – انفال، ۴۰

[۲] – “یبدل الله سیئاتهم حسنات”، فرقان، ۷۰.

[۳]- بقره، ۲۳۲

[۴] – طلاق، ۲و۳

[۵] – طلاق، ۳


منبع تبیان




طبقه بندی: مقالات، آموزشی، اجتماعی، مذهبی / دینی،
برچسب ها: اگر زندگیتان گره کور دارد بخوانید!، راه حل مشکلات، راه حل مشکلات در زندگی، راه حل مشکلات زندگی، راه حل مشکلات زندگی زناشویی، قرآن، سایت تبیان،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:37 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

ازدواج

تست روان‌شناسی

با انجام تست زیر می‌توانید متوجه شوید که چقدر در زندگی زناشویی خود موفق هستید.

با پاسخ دادن به این پرسش‌ها، درخواهید یافت که اعتقادات و باورهای بنیادیتان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار چیست. هنگام پاسخ دادن به این پرسش‌ها، اولین فکری که به ذهنتان می‌رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به این سؤالات پاسخ دهید:

 

۱ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای اینکه اطمینان یابید که طرف مقابلتان کاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چیست؟

 

الف ـ اینکه خواسته‌ها و سلایقتان در زندگی، عیناً مثل هم هستند.

 

ب ـ اینکه شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بینتان وجود ندارد.

 

ج ـ اینکه به اتفاق هم با مشکلات مواجه می‌شوید و مبارزه می‌کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می‌شوید.

 

د ـ اینکه والدین و خانواده‌تان، او را تأیید می‌کنند.

 

۲ـ به نظر شما. زوج‌ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسایل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟

 

الف ـ اینکه ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است.

 

ب ـ حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید، بایستی مدام و همواره در مورد آن‌ها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.

 

ج ـ آن‌ها را به حال خود‌‌ رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.

 

د ـ تمام حواس و توجه خود را روی آن‌ها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف‌ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

 

۳ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله‌ای از زندگی مشترک زوج‌ها محسوب می‌شود که:

 

الف ـ باعث می‌شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملاً برازنده و مناسب حال ما است.

 

ب ـ فرصتی در اختیارمان قرار می‌دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.

 

ج ـ تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی‌توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم.

 

د ـ اگر واقعاً همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می‌تواند تا ابد به‌‌ همان شکل ادامه داشته باشد.

 

۴ـ درزندگی مشترک زوج‌ها، ممکن است تفاوت‌ها، اختلاف نظر‌ها و مشکلاتی قد علم کنند. این‌ها:

 

الف ـ نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.

 

ب ـ دلایل و عللی هستند که باعث می‌شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.

 

ج ـ به منزله علایم هشدار دهنده‌ای هستند که ثابت می‌کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی‌خورد.

 

د ـ به منزله علایم و نشانه‌هایی هستند که به ما می‌گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

 

۵ـ زوجهایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانیشان را با یکدیگر تقسیم می‌کنند با زوجهایی متفاوت هستند که دائماً ابراز نارضایتی و ناراحتی می‌کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آن‌ها در چیست؟

 

الف ـ زوجهای گروه اول، هرگز عصبانی نمی‌شوند، جروبحث به راه نمی‌اندازند و دعوا مرافعه نمی‌کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می‌کنند و خویشتن دار هستند.

 

ب ـ زوجهای گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی‌زنند و در واقع در زندگیشان، موش نمی‌دوانند.

 

ج ـ زوجهای گروه اول مسایل و مشکلات، تفاوت‌ها و اختلاف نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می‌کنند که به یکدیگر برسند و از زندگیشان لذت واقعی ببرند.

 

دـ زوج‌های گروه اول، برای حل و رفع مسایل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگرد‌ها، راهکار‌ها و تدابیر زیرکانه‌تر و بهتری برخوردارند.

 

نتیجه آزمون 

سؤال ۱: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۴ امتیاز و د ۱ امتیاز

سؤال ۲: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

سؤال ۳: الف ۲ امتیاز، ب ۴ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۳ امتیاز

سؤال ۴: الف ۲ امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

سؤال ۵: الف ۲امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

 

اگر امتیازتان بین ۱۷ تا ۲۰ است: 

به شما تبریک می‌گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملاً و به خوبی درک کرده‌اید. شما می‌دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب‌های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آن‌ها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می‌گذارید و از دریچه دید او به مسایل می‌نگرید، اشتباهات خود را به راحتی می‌پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعاً با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

 

اگر امتیازتان بین ۱۳ تا ۱۶ است: 

شما از روحیه‌ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز، به موقع، شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا، کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می‌آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می‌دهید. متأسفانه، در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطا‌هایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می‌کنید، ولی با کمی تأمل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید.

 

اگر امتیازتان بین ۹ تا ۱۲ است: 

شما فردی سرسخت و خود رأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیقتان به شدت اصرار می‌ورزید و مایلید آن‌ها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه، دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هر چه بیشتر با یکدیگر، با هم فکری همسرتان آن‌ها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباطتتان، به کار گیرید. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، به سرعت دست و پایتان را گم می‌کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آن‌ها بپردازید.

 

بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به بررسی پیرامون مشکل پیش آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید.

 

اگر امتیازتان بین ۵ تا ۸ است: 

 

ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده‌اید؟ اگر پاسختان به این سؤال منفی است(که حتماً همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج‌های اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آن‌ها را فرا بگیرید. متأسفانه، از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و به سهولت رویتان اثر می‌کنند، بدون اینکه پیرامون آن‌ها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آن‌ها، اقدام کنید.

 

زندگی مشترک به سان خیابانی دو طرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راه‌تان قد علم می‌کنند که حل و رفع آن‌ها غیر ممکن است.

 




طبقه بندی: روانشناسی، اجتماعی، سرگرمی / طنز،
برچسب ها: چقدر در زندگی مشترک موفق هستید؟، تست روانشناسی، زندگی زناشویی، موفقیت در زندگی زناشویی، راز موفقیت درزندگی زناشویی، گروه نرم افزاری باران، دانلود پروژه برنامه نویسی رایگان،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:34 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

15-8-2-175444img_3013-783×1024


کتاب افراد ثروتمند چگونه فکر می کنند به کارهای روزمره و طرز فکر و فلسفهٔ میلیونر‌ها در زندگی‌ می پردازد.

کتاب ‏how rich peolpe think( افراد ثروتمند چگونه فکر می کنند؟)کتابی است که در آمریکا جزو پر فروش‌ترین ها بوده است. نویسندهٔ این کتاب استیو سیبولد (steve siebold) در طی‌ ۳۰ سال مصاحبه با میلیونر‌های سراسر جهان به این نتیجه رسیده است که فرق بین انسان‌های متوسط و میلیونر‌ها در طرز فکر آنهاست.

این کتاب به کارهای روزمره و طرز فکر و فلسفهٔ میلیونر‌ها در زندگی‌ می پردازد. این خلاصه‌ای از این کتاب است که تفاوت طرز فکر دو قشر را گفته است.

۱. فقرا فکر می کنند که فقط پول نیست که خوشبختی‌ می آورد ولی‌ پولدارها می‌گویند که پول زندگی را راحت تر و شادتر می‌کند.

۲.فقرا ملاحظه دیگران را می کنند ولی‌ پولدار‌ها اول راحتی خودشان را درنظر می گیرند بعد دیگران.

۳.فقرا به شانس خود متکی‌ می شوند و شاید رویای “در یک روز میلیونر شدن” را دارند ولی‌ پولدار‌ها به کار و فعالیت خود اطمینان می کنند.

۴.فقرا حتما موفقیت و پول درآوردن را با سواد زیاد می‌دانند ولی‌ پولدارها سواد را راه پول در اوردن نمی‌دانند و حتما نیاز نمی‌بینند که با سواد زیاد باید پول دار شد.

۵.فقرا به حال و گذشته فکرمی کنند ولی‌ پولدارها فقط به آینده فکر می‌کنند. حتی کاری که در حال حاضر انجام می دهند به فکر آینده خود آن را انجام می دهند.

۶.پولدار‌ها نگران کم شدنِ پول نیستند واز آن حس لذت می برند ولی‌ فقرا ترس از دست دادن پول باعث می شود که از داشتن آن لذت نبرند و در آخر آن را از دست می دهند.

۷.فقرا کاری که دوست ندارند را از روی اجبار برای پول در آوردن انجام می دهند ولی‌ پول دارها کاری که دوست دارند را انجام می دهند در هر شرایط که شده باشد.

۸.پولدار‌ها همیشه توقعی بالا از خود و نتیجه‌ کار خود دارند ولی‌ فقرا فکر می کنند هرچه کم توقع تر باشند بعدا کمتر ضربه می‌بینند.

۹.پولدارها از پول بقیه استفاده می کنند ولی‌ فقرا فقط با کار خود پول کسب می کنند.

۱۰.فقرا تنها راه را، زیاد کار کردن می‌دانند ولی‌ پولدارها با سیاست و با ریلکس بودن پول کسب می کنند.

۱۱.فقرا تلاش می کنند که لاگجری تر زندگی‌ کنند ولی‌ پولدار‌ها به پس انداز و کمی‌ سختی کشیدن نیز فکر می کنند.

۱۲.پولدارها مرز بین یک انسانِ فقیر و پولدار را مشخص می کنند ولی‌ فقرا همه را یک نوع می‌دانند و فرقی‌ نمی‌بینند.

۱۳.برای پولدارها پول آرامش بخش است ولی فقرا پول را همراه با استرس می‌دانند.

۱۴.فقرا بیشتر به خوشگذرانیِ خود فکر می کنند تا یاد گیری ولی‌ پول دارها بر عکس آن فکر می کنند.

۱۵. فقرا در ذهن خود از همهٔ پولدار‌ها بدشان می‌آید و فکر می کنند که اخلاق و رفتارشان باهم فرق می‌کند ولی‌ پولدارها باهرکی که اخلاقشان به ان ها بخورد همنشینی می کنند.

۱۶.فقرا صرفه جویی می کنند ولی‌ پولدارها از خرج کردن پول خود نمی‌ترسند.

۱۷.برای پولدار شدن باید به موقع اهل ریسک باشید ولی‌ فقرا می‌ترسند و ترجیح می دهند که ریسک نکنند.

۱۸.فقرا زندگی‌ یکنواخت و با آرامش را ترجیح می دهند ولی‌ پولدارها از جنب و جوش و هیجان لذت می برند.

۱۹.فقرا به سلامتی‌ خود بعد همه کارهای دگرشان فکر می کنند ولی‌ پولدارها برای شان سلامتی‌ حرف اول را می زنند.

۲۰.فقرا اگر به پول توجه می کنند دیگر خانوادهٔ خود را فراموش می کنند ولی‌ پولدارها حواس شان به هردو هست.




طبقه بندی: روانشناسی، مثبت اندیشی، مقالات، آموزشی، اجتماعی،
برچسب ها: افراد ثروتمند چگونه فکر می کنند؟، کتاب افراد ثروتمند چگونه فکر می کنند، میلیونر ها، جملات مثبت اندیشی، مثبت اندیشی، احمد مؤمنی، احمد مومنی،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:31 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

images


مارگارت تاچر هر روز صبح ساعت 5 بیدار میشد، آرتور کاستلر ساعت 4، رابرت ایگر (مدیرعامل دیزنی) ساعت 4:30 و ... می‌دونم به چی فکر می‌کنید_ شب ها بهتر کار می‌کنید...

برخیزید و بدرخشید ! ساعات اولیه روز تبدیل به یکی از دوستان شما شده است. چه بخواهید، چه نخواهید، استفاده کردن از ساعات اولیه صبح، درست قبل از کار، شاید کلید زندگی و کار موفق باشد. درست است؛ سحرخیزی ویژگی مشترک مدیران، کارمندان و افراد با نفوذ دیگر شده است.

مارگارت تاچر هر روز صبح ساعت ۵ بیدار میشد، آرتور کاستلر ساعت ۴، رابرت ایگر (مدیرعامل دیزنی) ساعت ۴:۳۰ و …

می‌دونم به چی فکر می‌کنید_ شب ها بهتر کار می‌کنید…

به عقیده مجله اینک؛ افراد سحرخیز حرفه ای تر و پر حاصل ترند. به اضافه، زندگی هدف داری نیز دارند و همین امر باعث داشتن انگیزه و شور و اشتیاق برای شروع کارشان نیز می‌شود.

ورزشقبلا هم گفتم، باز هم میگم. اغلب افرادی که هر روز تمرین می‌کنند، صبح ها تمرین می‌کنند. حالا می‌خواهد یوگای صبح باشد یا باشگاه بدنسازی. ورزش کردن قبل از کار، انرژی بیشتری به شما می‌دهد برای کار کردن در طول روز؛ هر کسی می‌تواند بعد از دمبل زدن ۶۰ کیلویی، پشت میز بنشیند و کارهای اداری را انجام دهد اما حتی گرم کردن بدنتان برای شروع تمرین بعد از ساعات کاری خیلی بر روی تمرین‌تان تاثیر می‌گذارد.

حتی اگر دوست ندارید صبح ها برای ورزش، ساعت ۵ ، ۶ صبح بیدار شوید، حداقل ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید و کمی حرکات کششی انجام دهید؛ کمک می‌کند بدن‌تان نرم تر و چابک تر باشد در طول روز.

نقشه روزتان را رسم کنید!از حداکثر ظرفیت روزتان استفاده کنید؛ با رسم نقشه روزتان. نقشه روز یعنی امروز چه کارهایی باید انجام دهید و چه چیزهایی باید بدست آورید. اهداف و باید انجام دهید-هایتان است. سحرخیزی باعث می‌شود بتوانید فعالیت‌هایتان را بهتر اولیت بندی کنید. با ذهن بازتر. اینکار حتی باعث می‌شود تا بتوانید مشکلات مسلسل شده تان را بهتر در همان ساعات اولیه روز، بر روی برنامه روزانه تان حل کنید.

وقتی دارید برنامه ریزی روزانه تان را انجام دهید، سلامتی فکری تان فراموش نشود. بعد از سپری شدن وقت‌تان در ملاقات های چالش زا، برخورد با مشتری های منفی و یا تسفیه حساب های استرس زا حتما ۱۰ دقیقه برای آرامش فکری‌تان برنامه بگذارید. یک قدم زدن دور میدان یا حتی یک مراقبه ی فعال می‌تواند شما را از فرسودگی فکری رها کند.

صبحانه ی سالم بخورید!همه ما می‌دانیم خروج از خانه با یک لیوان چایی و یک معده خالی ، چقدر باعث می‌شود ساعت ناهار دیر فرا برسد! خوب نیست، اصلا. این کار را باید حتما صبح زود انجام دهید، باک تان را با سوخت پر کنید و بعد به یک روز کاری با نهایت انرژی وارد شوید. اینکار باعث می‌شود فکرتان به چیزی که دارید کار می‌کنید متمرکز شود نه به معده خالی تان.

صبحانه ی صبح نه تنها برای سلامتی‌تان خوب است، بلکه می‌تواند باعث بهبود زندگی اجتماعی‌یتان نیز شود. ۵ دقیقه بیشتر وقت با فرزندان، همسرتان بگذرانید برای روحیه هر دویتان برای طول روز خوب است.

تجسم

این روزها ما درباره ی سلامت جسمانی‌مان بیش از حد صحبت می‌کنیم، اما بعضی وقت ها سلامت فکری‌مان نادیده گرفته می‌شود. صبح ها بهترین ساعات برای وقت گذاشتن برای فکر کردن، تجسم و مراقبه است. ۱۰ دقیقه وقت بگذارید در صبح و روزتان را در ذهنتان مجسم کنید، موفقیت هایتان را تصویر سازی کنید. حتی یک دقیقه تصویر سازی ذهنی و تفکر مثبت می‌تواند روحیه تان را و چشم انداز روزانه تان را برای یک روز پربار شارژ کند.

قورباغه را قورت دهید !

همه مان یک کار سخت در کار های روزانه مان داریم که دوست نداریم اصلا انجام دهیم اما باید انجام شود. این کار مانند قورت دادن قورباغه است ! این کار مانند خوره ذهنتان را مشغول میکند و تمام حواستان را بهش جلب میکند.یک راهکار ساده برای رهایی از آن برای شما داریم: بدترین کار روزانه تان را که دوست ندارید انجام دهید همان اول انجام دهید. در صبح زود بیشترین انرژی و فکر آزاد را داریم، پس اولین کاری که باید انجام دهید این است که اول قورباغه را قورت دهید. اینکار را که کردید شاهد آن خواهید بود به صورت نزولی به ترتیب از سخت تر به سبک تر خواهد آمد و در انتهای روز که انرژیتان در حال نزول است، حجم و سختی کارهای‌تان نیز کم می‌شود و دیگر از خستگی های مفرط جسمی و فکری خبری نیست؛ موفقیت!




طبقه بندی: روانشناسی، مثبت اندیشی، مقالات، آموزشی، اجتماعی،
برچسب ها: مثبت اندیشی، قورباغه ات را قورت بده، مارگارت تاچر، فروید، آرتور کاستلر، ۵ کاری که افراد موفق دنیا قبل از ساعت ۸ صبح انجام می‌دهند، پروژه برنامه نویسی،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:27 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

molkaneh


چیزهای ساده ای در زندگی مشترک روزانه‌ی ما وجود دارد که باعث زیباتر شدن زندگی می شوند. فعالیت های ساده ای که لذت زندگی را دو چندان می‌کنند و عشق به زندگی را افزایش می‌دهند. این کارهای کوچک اصولا باید بدون درخواست بانوی خانه و با عشق و علاقه‌ی خود شوهران انجام بگیرد و اگر زنی از مردش بخواهد که آن ها را انجام بدهد، مزه‌اش به کل از بین خواهد رفت.

به گزارش ملکانه، دنیای زنان بسیار متفاوت از مردان است، زنان دوست دارند به آن‌ها توجه شود و این توجه زمانی ارزشمند است که بدون درخواست آن‌ها صورت گیرد. شناخت و کشف رازهای زنان برای یک زندگی مشترک موفق لازم و ضروری است با این‌که این کار برای بسیاری از مردان غیرقابل تصور به نظر می‌رسد به سادگی می‌توان خواسته‌های زنان را شناخت. اگر مردی همسر خود را واقعا دوست داشته باشد مطمئنا تلاش می‌کند تا او را خوشحال کند و پایه‌های زندگی خود را محکم کند. برای اهمیت دادن به یک خانم نیاز به انجام کارهای خارق‌العاده و هزینه‌های بسیار ندارید یک زن به سادگی و با کارهای بسیار کوچک خوشحال می‌شود.

من هم چند راه ساده و بدون هزینه برای خوشحال کردن همسر تان معرفی می‌کنم. این راه ها معمولا خواسته هایی است که همسرتان از شما دارد اما به هر دلیل زبان نمی آورد:

۱) از پشت بیا و من را ببوس

۲) انگشت پاهایم را به آرامی بمال

۳) کمرم را ماساژ بده

۴) در زمان صحبت کردنم، صدای تلویزیون را قطع کن

۵) وارد حریم خصوصی ام نشو

۶) گاهی برایم آشپزی کن

۷) در روزهای خاص رابطه‌مان، لباس‌های همیشگی‌ات را نپوش

۸) گاهی اوقات که سرم شلوغ است، تو به جای من خانه را تمیز کن

۹) از غرور من در مقابل رفتارهای ناخوشایند بقیه دفاع کن

۱۰) برای فرزندمان بیشتر از یک نان آور محض باشد

 




طبقه بندی: روانشناسی، اجتماعی،
برچسب ها: چیزی که مردها باید بدون درخواست همسر تان انجام دهید، رازهایی درباره مردان، رازهایی درباره زنان، باربارا دی آنجلس، روانشناسی زناشویی، انجام پایان نامه، انجام پروپوزال،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:20 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

چه کسی انرژی‌تان را می‌دزدد؟/خون آشامان انرژی را بشناسید


احتمالا بدون این‌که بدانید به دفعات با آدم‌هایی در جامعه‌ برخورد داشته‌اید که به‌اصطلاح می‌خد، آنان مثل انگل به میزبان خود می‌چسبند و شور و هیجان‌ او را تا به آخر می‌مکند و می‌خشکانند.

این چرخه مدام تکرار می‌شود، چون تداوم حیات این “خون‌آشامان انرژی‌” به نابودی و تخلیه‌ی شور و هیجان‌ دیگران،بستگی دارد. آدم‌هایی که انرژی‌شان دزدیده می‌شود و بعد متوجه این موضوع می‌شوند، اغلب این مسئله را کوچک می‌شمارند یا از آن چشم‌پوشی می‌کنند. قسمت سخت کار، تشخیص نشانه‌های آدمی است که می‌خواهد انرژی شما را به تاراج ببرد. ما پنج نشانه‌ی این آدم‌ها را در ادامه آورده‌ایم:

‌آدم‌های بسیار زیادی آن بیرون هستند که واقعا از انرژی اطرافیان‌شان تغذیه می‌کنند، آنان مثل انگل به میزبان خود می‌چسبند و شور و هیجان‌ او را تا به آخر می‌مکند و می‌خشکانند. این چرخه مدام تکرار می‌شود، چون تداوم حیات این “خون‌آشامان انرژی‌” به نابودی و تخلیه‌ی شور و هیجان‌ دیگران،بستگی دارد. گمانم حالا فهمیدید چرا بعضی وقت‌ها آدم‌های پرانرژی و سرزنده توجه آدم‌های خودخواه را جلب می‌کنند: در حقیقت آدم‌هایی که انرژی دیگران را می‌دزدند چنان با انرژی اندکی زندگی می‌کنند که بایدهمیشه به آدم‌هایی با میزان انرژی بالا رو بیاورند.

احتمالا بدون این‌که بدانید به دفعات با این‌جور آدم‌ها در جامعه‌ برخورد داشته‌اید. آدم‌هایی که انرژی‌شان دزدیده می‌شود و بعد متوجه این موضوع می‌شوند، اغلب این مسئله را کوچک می‌شمارند یا از آن چشم‌پوشی می‌کنند.

قسمت سخت کار، تشخیص نشانه‌های آدمی است که می‌خواهد انرژی شما را به تاراج ببرد. ما پنج نشانه‌ی این آدم‌ها را در ادامه آورده‌ایم:

 

۱.این‌جور آدم‌ها سعی می‌کنند شما را تا حد خودشان پایین بکشند

البته همه‌ی آنها انرژی سایرین را آگاهانه یا از سر بدذاتی نمی‌دزدند؛ بعضی‌ها صرفا به کمی راهنمایی و پشتیبانی در مسیرشان نیاز دارند. در قسمتی از کتاب پرفروش دکتر جودیت اورلوف، “آزادی احساسی: رهاسازی خویش از احساسات منفی و تغییر رویه‌ی زندگی”، می‌خوانیم:

“بعضی آدم‌ها از خود راضی و نفرت‌انگیز هستند، و برخی دیگر صمیمی و خوش‌برخورد. انگار که در یک میهمانی گرم صحبت با آدمی بسیار خوب باشید و ناگهان حالت تهوع و ضعف به شما دست می‌دهد. یا مثلا به آن همکارتان فکر کنید که بری دهمین بار راجع‌به از جدایی‌اش برای شما سخنرانی می‌کرد: در نهایت او احساس بهتری خواهد داشت، اما کسی که انرژی‌اش تحلیل می‌رود شما هستید. مهم این است که این‌جور آدم‌ها انرژی شما را تخلیه می‌کنند.

در مواجهه با این نوع آدم‌ها که ذکر بدبختی‌شان از لب‌شان جدا نمی‌شود، خیلی ساده می‌توانید موضوع صحبت را عوض‌کنید یا کلمات مثبتی درباره‌ی رابطه‌شان به آنها بگویید. این نوع انرژی‌آشام‌ها معمولا قصد و غرض پنهانی ندارند، اما شاید به کمی کمک برای افزایش دوباره‌ی سطح انرژی خودشان نیاز داشته‌باشند. همه‌ی ما هر از چند گاهی به کمک احتیاج‌داریم، پس هر کسی موج منفی می‌فرستد را بدون در نظر گرفتن شرایط از خودتان دور نکنید. شاید فقط روز بدی داشته‌اند و می‌خواهند با کسی صحبت‌کنند. تا وقتی می‌توانید به درون خودتان رجوع‌کنید و به انرژی مثبت‌تان دسترسی داشته‌باشید، انرژی این آدم‌ها روی شما تاثیر نخواهد گذاشت.

 

۲.آن‌ها به‌گرمی با شما احوال‌پرسی می‌کنند و بعد رویه‌ی متفاوتی در پیش می‌گیرند

بعضی آدم‌ها که قصد دزدیدن انرژی شما را دارند، در وهله‌ی اول به گرمی از شما استقبال می‌کنند، انگار شما همان آدمی هستید که تمام روز می‌خواستند او را ببینند. اما به مجرد این‌که به قلمرو شما پا می‌گذارند، ورق را برمی‌گردانند و آن‌قدر انرژی منفی به شما می‌دهند تا زمین‌گیرتان کنند. وضعیت بغرنجی است، اما همیشه می‌توان راهی برای مقابله با این سارقان انرژی پیدا کرد.

یک لبخند ساده می‌تواند جریان انرژی مثبت را به سمت آدمی با این‌همه انرژی منفی سرازیر کند. وقتی غریبه‌ای در خیابان یا فروشگاه مواد غذایی به شما لبخند می‌زند، حس خوبی به شما دست می‌دهد؛ این‌طور نیست؟ وقتی شما هم به آدم دیگری لبخند می‌زنید همین قضیه اتفاق می‌افتد. انگلیسی‌ها می‌گویند ریزموج‌ها موج می‌شوند؛ پس خاطرتان باشد با به‌اشتراک‌گذاشتن شادی‌ خود، انرژی مثبت را به‌جریان درآورید!

 

۳.آن‌ها سعی می‌کنند کاری کنند دل‌تان برایشان بسوزد

آدم‌هایی که به‌دنبال دزدیدن انرژی دیگران هستند اغلب ژشت افسوس‌خوردن به خود می‌گیرند، اما حتی ذره‌ای مسئولیت کارشان را بر عهده نمی‌گیرند. در این‌جور مواقع باید به فکر رها کردن این آدم‌ها باشید. با کسی که از کنترل زندگی خودش سر باز می‌زند و دست‌کم برای مثبت‌اندیش‌تر شدن و مستقل‌شدن تلاش نمی‌کند، حتی اگر دوست صمیمی یا عضو خانواده‌ باشد، نمی‌توان رابطه‌ی سالمی داشت.

برای ترک‌کردن یک رابطه حس گناه نداشته‌باشید؛ بعضی وقت‌ها هیچ راه دیگری وجود ندارد و شما هم نمی‌توانید بار آدم دیگری را تا ابد روی شانه‌هایتان تحمل‌کنید. اگر بگذارید رفتار این‌جور آدم‌ّها ادامه پیدا کند، آنها همچنان در نقش قربانی باقی‌خواهندماند، اما اگر ارتباط‌تان را با‌ آنها قطع‌کنید، ناچار می‌شوند نیروی درون‌شان را پیدا کنند تا هم به خودشان و به دیگران روحیه می‌دهند.

شما با این کارتان به این‌جور آدم‌ها لطف می‌کنید، پس سعی‌کنید چندان احساس ندامت نداشته‌باشید؛ مخصوصا اگر از آن آدم‌هایی هستید که معمولا با دیگران احساس همدلی می‌کنید.

 

۴.آن‌ها مشکلات را بزرگتر از چیزی که هستند نشان‌می‌دهند

آدم‌هایی که قصد دزدیدن انرژی شما را دارند به چیزهای کوچک‌تر و کم‌اهمیت‌تر در زندگی بیش از حد واکنش نشان‌می‌دهند، و هدف‌شان از این کار تنها تغذیه‌کردن از واکنش احساسی قوی‌ای است که به‌دنبال عمل‌شان برمی‌آید. اگر کافه‌من به‌جای لاته‌ی فندقی برای آنها موکای شکلات سفید بیاورد، جوری رفتار می‌کنند انگار تمام روزشان خراب شده‌است.

به‌جای این‌که بگذارید بیش از حد واکنش نشان‌دهند، سعی‌کنید نیمه‌ی پر لیوان را به آنها نشان‌دهید و به یادشان بیاورید زندگی انسان عموما پر از کمبود و بی‌نظمی است، چون در حقیقت چیزی جز یک تجربه نیست. همه‌ی ما برای یادگرفتن و رشدکردن به این دنیا پا گذاشته‌ایم، که شامل شکست‌خوردن، اشتباه‌کردن و سازگارشدن با اتفاقات می‌شود.

 

۵.آن‌ها سعی‌می‌کنند توجه شما را به سوی مسائل منفی سوق دهند

آدم‌هایی که سعی‌دارند انرژی شما را بدزدند نه‌تنها می‌خواهند از آن تغذیه‌کنند، بلکه می‌خواهند مطمئن‌شوند برای خودتان هم هیچ انرژی‌ای باقی‌نمانده‌باشد. آنها همیشه می‌خواهند توجه شما را به نیمه‌ی ناخوشایند مسائل معطوف‌کنند، ذهن‌تان را پر از شک کنند و کاری کنند پیش خودتان فکر کنید برای دریافت انرژی مثبتی که مستحقش هستید، به‌قدر کافی خوب نیستید.

هر وقت کسی خواست با معطوف‌کردن توجه شما به مسائل منفی، انرژی شما را بدزدد، سریعا به کار دیگری مشغول شوید تا ذهن‌تان درگیر آن مسئله نشود. با این کار نشان می‌دهید برای آسایش خودتان ارج و قرب بالایی قائل هستید و این پیام را به‌روشنی به آن فرد انتقال‌می‌دهید که دیگر نباید آنجا بماند.


منبع: پاور آو پازتیویتی




طبقه بندی: مثبت اندیشی، روانشناسی، مقالات، آموزشی، اجتماعی،
برچسب ها: مثبت اندیشی، جملات مثبت اندیشی، انرژی مثبت، چه کسی انرژی‌تان را می‌دزدد؟ خون آشامان انرژی را بشناسید.، انرژی منفی، پروژه سی شارپ، آگهی استخدام،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 11:12 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

بهنوش بختیاری بازیگر محبوب کشورمون عکس زیر را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد و زیر آن نوشت : هیئت…خیلی چسبید

 

بهنوش بختیاری در محرم




طبقه بندی: اجتماعی، هنری،
برچسب ها: بهنوش بختیاری، بهنوش طباطبایی، تصویر بهنوش بختیاری بعد از عذاداری، بهنوش بختیاری بعد از عذاداری، مهندس مؤمنی، مهندس مومنی، احمد مؤمنی،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 08:55 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات
تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 08:49 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

مهراوه شریفی نیا متولد ۲۹ فروردین ۱۳۶۰ فرزند آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی نیا است . مهراوه فرزند اول خانواده شریفی نیاست و خواهر کوچک تر او ملیکا می باشد.

 

mah3

 mah4 Mehraveh1




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: مهراوه شریفی نیا، محمدرضا شریفی نیا، شریفی نیا، آزیتا حاجیان، کشف حجاب مهراوه شریفی نیا، کشف حجاب، کشف حجاب بازیگران ایرانی،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 08:44 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

کشف حجاب چکامه چمن ماه + تصویر


هنوز چند روز از کشف حجاب “صدف طاهریان” نگذشته بود که چکامه چمن ماه دیگر بازیگر ایرانی که با انتشار عکسی در اینستاگرام خود کشف حجاب کرد

چکامه چمن ماه بازیگر سینما و تلویزیون ایران، که سابقه بازی در فیلم‌هایی چون بودن یا نبودن، سهراب، بانوی کوچک، جایی دیگر، شکلات، گیرنده، گهواره‌ای برای مادر، پایان‌نامه و اعترافات ذهن خطرناک من و چند سریال تلویزیونی از جمله ستاره‌های سربی، راز شیوا، و پرواز در حباب را در کارنامه‌اش دارد لحظاتی پیش عکسی بدون حجاب از خود در صفحه اینستاگرام‌اش منتشر کرد.

 

چکامه چمن ماه

 

این اقدام از آن جهت بیشتر قابل تامل است که به تازگی صدف طاهریان یکی دیگر از بازیگران سینمای ایران نیز در اقدامی مشابه، تعدادی از عکس‌های بدون حجاب خود را منتشر کرد که حاشیه‌های زیادی به همراه داشت.




طبقه بندی: اجتماعی، اخبار،
برچسب ها: کشف حجاب چکامه چمن ماه، کشف حجاب، چکامه چمن ماه، صدف طاهریان، گلشیفته فراهانی، کشف حجاب بازیگر سینما، گروه نرم افزاری باران،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 08:37 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

گزارشی تکان‌دهنده از تن فروشی زنان در ایران


یک استاد جامعه شناسی نتایج تکان‌دهنده تحقیقی که درخصوص تن فروشی زنان در ایران صورت گرفته است را ارائه کرد.

نشست مشکلات زنان و رفتارهای پرخطر با تمرکز بر تن فروشی در مرکز مطالعات و تحقیقات زنان با حضور مینو محرز استاد علوم پزشکی دانشگاه تهران و رئیس مرکز تحقیقات ایدز، ژاله شادی طلب استاد جامعه شناسی، ناهید خداکرمی عضو هیئت علمی مامایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و هما داوودی حقوقدان و جرم شناس برگزار شد.

ژاله شادی طلب استاد جامعه شناسی در این نشست اظهار داشت:‌ تن فروشی پدیده جدیدی نیست و از دوره مادها این پدیده را شاهد بودیم که یک پدیده جهانی است اما شناخت علل رفتن به سوی تن فروشی به عنوان یک شغل مهم است.

وی افزود:‌در مورد تعداد زنان تن فروش در تهران یا کل کشور عدد و رقم دقیقی ندارم اما در سال ۱۳۸۶ پژوهشی را آقای سعید مدنی به همراه تعدادی از اساتید دیگر در شهر تهران انجام دادند که این پژوهش به سفارش وزارت بهداشت بود.

این استاد جامعه شناسی گفت: در این پژوهش به غیر از زنان تن فروش راجع به مشتریان آنها نیز بررسی‌هایی صورت گرفته است.تعداد زنان تن فروشی که در این پژوهش با آنها صحبت شده حدود ۳۰۰ نفر است که این افراد عمدتاً از خیابان‌ها انتخاب شده‌اند و این گونه نبوده که به سراغ زنان بازداشت شده یا مراجعه کننده به یک مرکز حمایتی بروند.۳۰۰ پرسشنامه در این تحقیق به همراه ۷۵ مصاحبه عمیق تکمیل شد.

 

** ۹ درصد زنان نخستین بار با اجبار همسر به تن فروشی روی آورده‌اند

شادی طلب درخصوص وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان قبل از تن فروشی براساس پژوهش صورت گرفته عنوان کرد: ۷۶ درصد زنان تن فروش سابقه فرار از منزل نداشتند. ۲۳ درصد قبل از تن فروشی سابقه مصرف مواد مخدر داشتند. ۱۲ درصد سابقه بازداشت و زندان داشتند. ۷ درصد از آنها اعلام کردند که تن فروشی را اولین بار برای تهیه مواد آغاز کردند. ۹ درصد اولین تن فروشی را با اجبار همسر و ۱۸ درصد با اجبار والدین که عمدتاً پدر بود، آغاز کردند.

وی با اشاره به اینکه تعداد زیادی از زنان تن فروش جوان بودند، ادامه داد:‌ ۷۰ درصد زنان تن فروش کمتر از ۵ سال بود که این کار را شروع کرده بودند.

 

** دلایل تن فروشی زنان در ایران

این جامعه شناس درخصوص مهترین عومامل مؤثر بر تن فروشی زنان در ایران گفت:‌ مسئولیت تامین مخارج چند نفر مهمترین دلیل گرایش زنان به این کار بود و در رده‌های بعدی عواملی همچون سابقه بازداشت و جرم پدر، وضعیت تأهل، حضور در بین دوستان تن فروش قرار داشتند.

شادی طلب با اشاره به وضعیت فعالیت اقتصادی زنان قبل از تن فروشی عنوان کرد: ۲۲ درصد شاغل بودند و ۸۰ درصد عنوان کردند که قبل از تن فروشی هیچ شغلی نداشتند. ۴۳ درصد بیکار و ۱۵ درصد خانه دارد بودند.

 

** وضعیت اشتغال زنان قبل از تن فروشی

وی بیان کرد:‌۲۲ درصد از زنانی که قبل از تن فروشی شاغل بودند در بخش‌های مختلفی بدین شرح مشغول به کار بودند: ۸ درصد کارمند اداری، ۷ درصد منشی‌گری، ۴ درصد فروشنده، ۷ درصد آرایشگری، ۵ درصد کارگری و ۲ درصد کارسیاه و غیرقانونی که عمدتاً فروش مواد مخدر بود. زنانی که قبلاً شاغل بودند شغلشان به گونه‌ای نبوده است که درآمد کافی را برای اداره زندگی آنها تأمین کند.


تن فروشی زنان در ایران

** وضعیت سنی زنان تن فروش در ایران

شادی طلب با اشاره به گروه‌های سنی زنان تن فروش در ایران اظهار داشت:‌ اغلب آنها از سن ۲۰ سالگی این کار را آغاز کرده بودند که بعد از ۵ سال فعالیت در این کار در سن ۲۵ سالگی قرار داشتند همچنین نخستین ازدواج دائم آنها بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال بود. ۱۱ درصد ازدواج دائم، ۴۲ درصد مجرد، ۳۹ درصد مطلقه و ۴ درصد بیوه بودند.

وی درخصوص سطح تحصیلات زنان تن فروش گفت: ‌۶ درصد بیسواد و ۱۴ درصد مدرک بالای دیپلم داشتند که این موضوع یک هشدار جدی است.

 

** مشتریان زنان تن فروش

این جامعه شناس درخصوص مشتریان زنان تن فروش بیان کرد:‌ اکثر این زنان گفته بودند که مشتریان هوس‌باز آنها بین سنین ۳۰ تا ۵۰ سال هستند و نیمی از آنها متأهل هستند. ۲۵ درصد مشتریان مجرد، اغلب دارای تحصیلات عالی و‌۸۰ درصد شاغل و جزو گروه‌های پردرآمد هستند.

شادی طلب درخصوص روش‌های جذب مشتری توسط زنان تن فروش افزود:‌ روش جذب آنها در ابتدا از کنار خیابان بود اما پس از مدتی فعالیت ۴۲ درصد از طریق روابط اجتماعی، ۲۲ درصد کنار خیابان و ۲۵ درصد از طریق تماس تلفنی مشتریان خود را جذب می‌کردند. بسیاری از مشتریان این زنان را به خانه می‌بردند زمانی که همسرشان خانه نبوده است.

وی ادامه داد: تعداد مشتریان این زنان در طول هفته ۹ نفر بود و عمده مشتریان از شمال و مرکز شهر بودند.

این جامعه شناس درخصوص آلودگی زنان تن فروش به ایدز گفت:‌ ۷۵ درصد این زنان درباره ایدز اطلاعاتی ندارند و ۶۸ درصد مجردها و ۷۵ درصد از مطلقه‌ها هرگز آزمایش ایدز نداده‌اند.






طبقه بندی: روانشناسی، آموزشی، اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: تن فروشی، تن فروشی در ایران، علت تن فروشی زنان در ایران، زنان روسپی، روسپیگری، علت روسپیگری زنان و دختران، انجام پایان نامه،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 07:18 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات
۱۰ کار کوچک که زوج‌های خوشحال هرروز انجام می‌دهند


آیا تا به حال فکرکرده‌اید بعد از تمام آن ازدواج‌های افسانه‌ای چه اتفاقی می‌افتد؟ سیندرلا، زیبای خفته، سفیدبرفی، راپونزل، و همه‌ی زیبارویان دیگر

آیا تا به حال فکرکرده‌اید بعد از تمام آن ازدواج‌های افسانه‌ای چه اتفاقی می‌افتد؟ سیندرلا، زیبای خفته، سفیدبرفی، راپونزل، و همه‌ی زیبارویان دیگر و شاهزاده‌های جذاب‌شان برای ساختن آن زندگی خوش و خرم چه می‌کنند؟ در این مقاله ۱۰ کار کوچک که زوج‌های خوشحال هرروز انجام می‌دهند را بشناسید.

حدس زدن آن هوش زیادی نمی‌خواهد، درست است؟ اگر رابطه‌ای سالم داشته‌باشید، نیازی نخواهیدداشت از شخصیت‌های دیزنی الهام بگیرید. شما افسانه‌ی خودتان را خواهیدداشت که فقط خودتان دو نفر آن را نوشته‌اید.

بنابراین، چه‌چیزی باعث رضایت و شادی ما زوج‌های خوشحال می‌شود؟ ما برای این‌که راضی و خرسند بمانیم نیازی به سنگ‌های قیمیتی، جواهرات، پول، و مادیات ارزشمند دیگر نداریم. کارهای خیلی کوچکی هستند که هر روز انجام می‌دهیم و می‌توانند ما را شاد کنند. من و شوهرم زندگی شادی داریم، و آن‌چه هرروز انجام می‌دهیم میلیون‌ها دلار هزینه ندارد!

 

۱. ارتباط برقرار می‌کنیم.

ارتباط برقرار کردن نوعی هم‌بستگی است. حداقل یک‌بار گفت‌وگو در هر روز کافی است تا هر سوءتفاهمی را از بین ببرید. اگر چیزی شما را اذیت می‌کند یا به چیزی درمورد شریک زندگی‌تان اعتراض دارید، صحبت کنید.

آن را به همراه و همدم‌تان بگویید، یک گفت‌وگو را آغاز کنید. لطفا نق نزنید یا گله و شکایت نکنید، فقط نقص‌ها یا خطاها را نبینید. به جای نقاط منفی، نقاط مثبت را درک کنید. نوع دیگری از برقراری ارتباط این است که شریک زندگی‌تان را درجریان فعالیت‌های روزانه‌تان قرار دهید. این‌گونه، لذت آگاهی از امور روزانه‌ی یک‌دیگر را از دست نخواهیدداد.

 

۲. علایق مشترک ایجاد می‌کنیم.

داشتن علایق مشترک(نه همه‌ی علایق) با شریک زندگی‌تان نشانه‌ی یک رابطه‌ی سالم است. زوج‌های خوشحال تمایل دارند از مصاحبت یک‌دیگر لذت ببرند، مهم نیست به چه کاری مشغول هستند.

شاید از علاقه‌ی وافر او به لیگ ملی فوتبال خوش‌تان نیاید، یا شاید او از تماشای”کدبانوهای وامانده” با شما لذت نبرد، اما بعضی چیزها هستند که شما دو نفر می‌توانید با هم انجام‌شان بدهید.

مثلا آشپزی. شماها می‌توانید غذاهایی را برای نخستین بار درست کنید که همیشه برای‌تان چالش برانگیز بوده‌است. یا به گل و گیاه‌ها رسیدگی کنید. با قدم‌های کوچک شروع کنید، شما دو نفر می‌توانید باغ‌چه‌ای زیبا را با هم پرورش دهید.

 

۳. با هم وقت می‌گذرانیم.

با این زندگی که روی دور تند است، دشوار است که اوقات فراغتی برای سرگرمی‌های شخصی پیدا کنید. چرا حداقل نیم‌ساعت از برنامه‌ی شلوغ‌تان را به خودتان اختصاص نمی‌دهید و از آن استفاده نمی‌کنید. می‌توانید قرار نهار بگذارید یا خرید خانه را با هم انجام دهید.

آخر هفته‌ها کار متفاوتی انجام دهید. مثلا، به تماشای فیلمی بروید که از تلویزیون شهری پخش می‌شود، و درون ماشین‌تان فیلم را تماشا کنید. حتی اگر از فیلم خوش‌تان نمی‌آید، همیشه ‌می‌توانید با ذرت بو داده و نوشیدنی روی صندلی عقب بنشینید و از مصاحبت یک‌دیگر زیر آسمان لذت ببرید.

 

۴. معاشقه می‌کنیم.

با هم به بستر رفتن همیشه به معنی رابطه‌ی جنسی نیست. می‌توانید فقط کنار شریک زندگی‌تان زیر پتو دراز بکشید و معاشقه کنید. آیا می‌دانید پژوهشی نشان داده‌است بوییدن شریک زندگی‌تان هنگام معاشقه تاثیر مثبتی روی رابطه‌تان دارد؟

بوی بدن شریک زندگی‌تان کلیدهای شیمیایی خاصی دارد که آرامش یا احساس امنیت را به شما القا می‌کند. برای همین معاشقه واکنشی ویژه به یک رابطه‌ی سالم است.

 

۵. یک‌دیگر را در آغوش می‌گیریم و به نرمی می‌بوسیم.

شاید برای بعضی‌ها انجام هرروزه‌ی این کارها احمقانه به‌نظر برسد(من چند زوج را می‌شناسم که یک‌دیگر را در آغوش نمی‌گیرند و نمی‌بوسند. فقط خدا می‌داند چرا.)، اما این موضوع”احمقانه”دارویی قوی است که می‌تواند شما دو نفر را شاد نگه‌دارد.

قبل از رفتن به محل کار، و بعد از بازگشت به خانه آغوش‌های گرم و بوسه‌های نرم داشته‌باشید. این را تبدیل به یک مراسم کنید؛ شما دو نفر بعد از مدتی نمی‌توانید آن بگذرید، به من اعتماد کنید! زوج‌های شاد معمولا هر وقت تمایل داشته‌باشند شریک‌زندگی‌شان را می‌بوسند و تنگ در آغوش می‌گیرند. حدس می‌زنم برای همین خوشحال هستند، درست است؟

 

زندگی خوشبختی آرامش


۶. هرروز “عاشقتم”را بیان می‌کنیم.

شایدگفتن هرروزه‌ی “دوستت دارم” برای‌تان یک‌نواخت به‌نظر برسد، اما این درست نیست. من به این‌ها می‌گویم: “کلمات جادویی”. روزی ۲ بار به زبان آوردن این کلمات جادویی کافی است، به‌ویژه قبل از رفتن به محل کار، و قبل از رفتن به بستر. در هر شرایطی این کلمات را به زبان بیاورید چون”این‌ها فقط واژه هستند و واژه‌ها تمام چیزی هستند که من برای به‌دست آوردن قلب تو دارم.”-بویزن

 

۷. شوخ‌طبع هستیم.

یکی از دلایلی که عاشق مرد زندگی‌ام شدم شوخ‌طبعی او بود. او در زمان‌های غیرمنتظره‌ای خنده‌دارترین جوک‌ها را می‌گوید. و این قابلیت را دارد که من را ساعت‌ها بخنداند! جوک گفتن‌های گاه به گاه تاثیر مثبتی روی یک رابطه‌ی دارد.

نمی‌توانم تصور کنم زندگی‌ام با آدم‌های جدی احاطه شده‌باشد. من به شوخی احتیاج دارم. شما هم همین‌طور! زوج‌های خوشحال زمان مناسب را برای شوخی می‌دانند. و خندیدن به جوک‌های یک‌دیگر، حتی مزخرف‌ترین جوک روی زمین، می‌تواند میزان عشق بین شما را بالا ببرد.

 

۸. زنگ‌ها را خاموش می‌کنیم.

بیش‌تر وقت‌تان در محل کار سپری می‌شود. بخش دیگری از آن صرف کارهای متفرقه از قبیل خوردن و خوابیدن می‌شود. بنابراین هرقدر زمان باقی می‌ماند، برای یک‌دیگر صرف کنید. وب‌گردی را، شبکه‌های اجتماعی را به‌کلی کنار بگذارید، و به سادگی کلید خاموش را فشار دهید. تلفن‌تان را خاموش کنید، و با شریک زندگی‌تان ارتباط رودرور برقرار کنید. عاشق آن خواهیدشد!

 

۹. به ابراز علاقه در انظار عمومی اعتقاد داریم.

زوج‌های خوشحال از ابراز علاقه در انظار عمومی لذت می‌برند. دست در دست قدم بزنید، هنگامی که در انتظار ایستاده‌اید یک‌دیگر را در آغوش بگیرید، گونه‌اش را ببوسید، یا کار مورد علاقه‌ی من، ادای غریبه‌ها را دربیاورید.

گاهی، هنگامی که منتظر قطار هستیم، به سادگی گفت‌وگویی را با شریک زندگی‌ام آغاز می‌کنم، انگار برای نخستین بار است او را می‌بینم، و این کار را تا رسیدن به مقصد ادامه می‌دهیم. این برای آن روز به اندازه‌ی کافی سرگرم‌کننده است.

 

۱۰. با هم برای آینده طرح‌ریزی می‌کنند.

طرح‌ریزی برای آینده می‌تواند به دو صورت باشد. یکی این است که با تقویم، ماشین حساب، و دفتریادداشت بنشینید. دومی این است که یک گفت‌وگوی عمیق و معنی‌دار درباره‌ی طرح‌های آینده‌ی زندگی‌تان داشته‌باشید. مثلا، زوج‌های شاد رسم دارند همه‌چیز را، هرقدر که موضوع پیش‌پا افتاده‌ای باشد، با هم طرح‌ریزی کنند.

شما دو نفر یک تیم هستید. هر چیزی با کمک هم امکان‌پذیر می‌کنید، چه مربوط به بچه‌ها باشد، یا زندگی زناشویی‌تان، یا شغل‌تان، یا طرحی برای خرید خانه. طرح‌ریزی پیوندتان را محکم‌تر و سفر زندگی‌تان را پربارتر می‌کند.


نویسنده: سمیه کبیر




طبقه بندی: مثبت اندیشی، روانشناسی، آموزشی، اجتماعی،
برچسب ها: ازدواج‌های افسانه‌ای، راپونزل، زوج های موفق، زوج های خوشحال، سیندرلا، سفیدبرفی، زیبای خفته،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 07:08 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

متولدان تابستان خوشحال باشند، قدبلندتر می‌شوند!


متولدان تابستان خوشحال باشند، قدبلندتر می‌شوند!

نوزادانی که در تابستان به دنیا می‌آ‌یند در هنگام تولد احتمالا وزن بیشتری دارند، در بزرگسالی قدبلندتر و به طور کلی سالم‌ترند.

نتایج مطالعه‌ای که اخیرا در دانشگاه کمبریج به انجام رسیده نشان می‌دهد نوزادانی که در تابستان به دنیا می‌آ‌یند در هنگام تولد احتمالا وزن بیشتری دارند، در بزرگسالی قدبلندتر و به طور کلی سالم‌ترند.

محققان دریافتند قرار گرفتن مادران در معرض نور خورشید در زمان بارداری می‌تواند عامل اصلی این تفاوت باشد. با این حال اعلام می‌کنند که در این زمینه تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

محققان با مطالعه بیش از نیم میلیون نفر، رشد مردان و زنان بریتانیایی را مورد بررسی قرار دادند. مطالعات قبلی نشان داده بود که فصل تولد بر وزن و سلامتی موثر است و ارتباط مهمی بین سال‌های اولیه زندگی و سلامت در بزرگسالی وجود دارد.

این تحقیق در مجله Heliyon به چاپ رسیده است و نتایج نشان داد نوزدانی که در ژوئن، جولای و آگوست به دنیا می‌آیند در زمان تولد از وزن بیشتری برخوردارند و در بزرگسالی قدبلندترند و در مقایسه با همتایان خود که در فصل زمستان متولد می‌شوند، اندکی دیرتر به بلوغ جنسی می‌رسند.

پژوهشگران حدس می‌زنند که این تفاوت فاحش ممکن است به جذب ویتامین دی در رحم مادر مرتبط باشد. زنان باردار در ماه‌های تابستان بیشتر در معرض نور آفتاب هستند و در نتیجه در معرض ویتامین دی بیشتری هم قرار دارند.

به گفته محققان، ویتامین دی به وزن سنگینتر نوزادان در بزرگسالی کمک می‌کند.




طبقه بندی: روانشناسی، اخبار، اجتماعی، پزشکی،
برچسب ها: متولدین تابستان، دانشگاه کمبریج، علت بلندی قد، قد بلند بودن، قد، وزن، عوامل چاقی،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 07:00 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

۹ نکته حقوقی مهم که باید بدانیم؛ افزایش مهریه تا صیغه محرمیت

۹ نکته حقوقی مهم که باید بدانیم؛ افزایش مهریه تا صیغه محرمیت

معاونت فرهنگی قوه‌قضاییه در بررسی میدانی و گفتگوهای متعدد با قضات محاکم و کارشناسان حقوقی، برخی از مهم ترین علل مراجعات قضایی مردم را در قالب بسته حقوقی جمع آوری کرده و اعلام کرد.

معاونت فرهنگی قوه‌قضاییه در بررسی میدانی و گفتگوهای متعدد با قضات محاکم و کارشناسان حقوقی، برخی از مهم ترین علل مراجعات قضایی مردم را در قالب بسته حقوقی اعلام کرد.

در ابتدای این متن آموزشی آمده است: نادانسته‌های حقوقی و قضایی جامعه امروز که ریشه بسیاری از مشکلات قضایی است، لازم است به طور گسترده برای تمام اقشار اطلاع‌رسانی شده و مورد توجه عمومی قرار گیرد. ۹نکته و پیام هشداردهنده ارائه شده تلاشی برای ساماندهی رفتار حقوقی مردم با هدف کاهش پرونده‌های قضایی است.

اول: پرهیز از انجام معاملات با دست‌نوشته یاقولنامه عادی

اسناد و دست‌نوشته‌های عادی قابل‌انکار و تردید هستند؛ لذا برای انجام معاملات و تنظیم سند، در مرحله اثبات اصالت، بسیارخطاپذیرند. با توجه به اینکه موارد بسیاری از اینگونه نوشته‌ها، جعل می‌شود، اثبات اصالت نوشته عادی توسط کارشناسان بسیار مشکل است. لازم است افراد از دست نوشته اجتناب کنند و جایی که دسترسی به دفاتر اسناد رسمی نباشد، در تنظیم سند عادی حتما دونفر شاهد بگیرند.

دوم: عدم اثبات اصالت سند عادی، در حکم جعل است

وقتی دست‌نوشته یا سند عادی به دادگاه ارائه شود، دادگاه آن را به کارشناس ارجاع می‌دهد تا اصالت آن بررسی شود اگر احراز اصالت دست نوشته صورت نگیرد، سند جعلی محسوب می‌شود و در صورت شکایت فرد ذینفع، پرونده جزایی دیگری با عنوان «جعل» و «استفاده از سند مجعول» قابل طرح خواهد بود که مجازات هرکدام از آنها حداقل شش ماه حبس است. با این ملاحظات نه تنها حقوق مالی موجود به واسطه دست نوشته تامین نمی‌شود بلکه جنبه کیفری دیگری نیز متوجه فرد ارائه کننده می شود. تنظیم رسمی سند می‌تواند از این مشکلات جلوگیری کند. یکی از موارد شایع، بذل و بخشش مهریه با دست نوشته عادی بین زن و شوهر است که معمولا نتایج فوق را درپی دارد.

سوم: ضرورت استعلام وضعیت ثبتی ملک قبل از انجام معامله

افراد زمانی که می‌خواهند ملک یا زمینی را معامله کنند، لازم است در مورد ملک و مستغلات از اداره ثبت اسناد استعلام کرده و پس از آن اقدام به امضا قولنامه و تبادل وجه معامله کنند. در موارد بسیاری اتفاق می‌افتد که ملک به علل قانونی در توقیف و یا رهن بوده و گاهی نیز فرد فروشنده اجازه معامله ندارد؛ لذا استعلام و تخصیص کد رهگیری مانع مراجعات قضایی خواهدشد.

چهارم: دانستنی‌های مهریه

مهریه بالای ۱۱۰ سکه با معرفی و توقیف اموال، نظیر ملک، دارایی، حساب بانکی، حقوق دریافتی ماهانه و .. قابل وصول است. همچنین مهریه پس از فوت زن، توسط ورثه و پس از فوت شوهر، توسط زن از اموال باقی مانده شوهر قابل وصول است. به یاد داشته باشیم بذل و بخشش مهریه با دست نوشته عادی به راحتی قابل اثبات نیست، این کار لازم است در دفاتر اسناد رسمی انجام شود.

پنجم: معامله صوری به قصد فرار از دین، جرم و قابل پیگیری است

گاهی اوقات افراد برای اینکه بدهی مالی خود را نپردازند، اموال را به نام فرد دیگری انتقال می‌دهند. این معامله از نظر قانون صوری تلقی می‌شود، با توجه به اینکه در بسیاری از موارد اموال به نام اعضای درجه یک خانواده وی انتقال می‌یابد و یا تاریخ معامله نزدیک به زمان وقوع دعوا در دادگاه و مقدم بر نقطه نزاع بوده و یا مبلغ معامله مبادله نشده باشد، در این‌صورت، دادگاه آن معامله را باطل می‌کند و در صورت شکایت ذینفع، فرد به دلیل فرار از دین به چهار ماه تا دوسال حبس محکوم می شود.

ششم: صیغه محرمیت در دوران نامزدی

بسیاری از خانواده ها بدون اطلاع از اثرات حقوقی محرمیت که در قانون همان نکاح موقت خوانده می‌شود نسبت به اجرای صیغه محرمیت در دوران نامزدی اقدام می‌کنند که ناخواسته با مشکلاتی روبرو می‌شوند. برای نکاح موقت، مبلغ ناچیزی مهریه تعیین می‌کنند که با پایان یافتن دوره محرمیت، طرفین اقدام به نکاح دائم کنند. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که مرد به دلایلی با جاری شدن نکاح دائم مخالفت می‌کند. با این امتناع، خانواده دختر متضرر شده و با دریافت مهریه ناچیز، دختر به خانه پدر برمی‌گردد. چه بسا در طول مدت نکاح موقت، زوجیت نیز واقع می‌شود.

هفتم: وعده قبل از عقد نکاح، تعهد ایجاد نمی‌کند

‏ در خواستگاری، توافق پسر و دختر و یا خانواده‌های دو طرف درباره نکاح یا ازدواج آتی ایجاد تعهد و حتی مشروعیت رابطه زناشویی ایجاد نمی‌کند. طبق قانون مدنی وعده ازدواج، ایجاد علقه زوجیت نمی‌کند، اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر‌ شده است، پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد، در زمان خواستگاری و مادام که عقد نکاح جاری نشده است، می‌تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی‌تواند به هیچ‌وجه، او را مجبور به ازدواج کرده یا به جهت صرف امتناع از وصلت، مطالبه خسارتی کند و تا زمانی که عقد ازدواج منعقد نشده‌است نمی‌توان دو طرف را ملزم به زندگی زناشویی دانست و وعده‌هایی که عرفا بین خانواده‌ها تبادل می‌شود، ارزش حقوقی و یا سند رسمی را ندارد.

هشتم: میزان مهریه همان اظهار اولیه در حین عقد رسمی نکاح است

گاهی اوقات خانواده ها اصرار به جاری شدن صیغه نکاح نزد فرد معین و مشهوری دارند و در همان صیغه که با حضور شاهد و رعایت همه جوانب شرع و قانون صورت گرفته، مهریه محدودی اعلام می‌شود. سپس خانواده‌ها برای ثبت در دفترخانه، میزان مهریه را افزایش می‌دهند که از نظر قانون مورد قبول نیست. مهریه اصلی همان است که هنگام جاری شدن صیغه نکاح اعلام می‌شود. لکن خانواده‌ها هنگام مراجعه به محضر گاهی مهریه‌ای مغایر با آنچه شفاهی توافق کرده‌اند، درج می کنند. این اظهار در محضر، مستند خواهد بود و دادگاه به توافق قبلی که رسمی نبوده، توجه ندارد.

نهم: افزایش مهریه بعد از وقوع عقد

افزایش ثانوی مهریه مورد استناد نیست به این معنا که بعد از وقوع عقد و ثبت مهریه، طرفین تصمیم به افزایش مهریه می‌گیرند و حتی اقرارنامه‌ای تنظیم و توضیحاتی اضافه می‌شود. این شرایط جدید نمی‌تواند به عنوان مهریه اصلی تلقی شود در واقع افزایش بعدی یک تعهد است که عنوان و امتیازات مهریه را ندارد.




طبقه بندی: آموزشی، اجتماعی،
برچسب ها: نکات حقوقی، طلاق، مهریه، استعلام، صیغه محرمیت، دانستنی های مهریه، دوران نامزدی،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 06:54 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

نمازجماعت مختلط با امام جماعت زن +تصویر

دوشنبه 11 آبان 1394 - 11:47
 نمازجماعت مختلط

در پی انتشارِ خبر سفرِ «آنی رونفنلد» آمریکاییِ مالزیایی الاصل به مغرب، موجی از بحث و اختلاف نظر بر سر نظریۀ این زن که مبتنی بر جواز اختلاط مردان و زنان و همچنین جواز امام جماعت شدنِ زنان است، به راه افتاد.

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا به نقل از العالم، سایت مغربی "هسپرس" تأکید کرد، یکی از موضوعاتِ بحث در این زمینه، صدور مجوز سفرِ این زن به مغرب و همزمان، جلوگیری از سفر محمد العریفی مفتی سعودی است که از نظر یکی از کاربران "واپسگرایی تروریست است".

یکی از کاربرانِ پایگاه های اجتماعی در این زمینه گفت: این موضوع، در چارچوب پیگیری تحولات جوامع ما توسط غربی ها صورت می گیرد. پیش از این رهبر یکی از احزاب کشورِ، خواهان برابری سهمیۀ ارث در میان زنان و مردان شد و همان طور که قانون ازدواج و چندهمسری و طلاق دستخوش تغییر شد و همان گونه که انجمن های زنان، دفاع از همجنس گرایی را در دستور کار قرار داده اند، دخالت در شیوۀ رکوع و سجودِ نمازهایمان نیز از مسائلی است که می خواهند آن را تجربه کنند.
یکی دیگر از کاربران، با انتشار عکسی درباره اختلاف نظر بر سر نماز مختلط، تصور یک زن در حال رکوع را فتنه انگیز دانست و پرداختن به این گونه تصورات را در چارچوب افکار صهیونیستی ارزیابی کرد.
"عبدالباری الزمزمی" رئیس انجمنِ مغربیِ مطالعات و پژوهش های فقهِ نزولِ آیات، در این زمینه مدعی شد که هیچ نص شرعی در زمینه ممنوعیت امام جماعت شدن زنان برای مردن و قرائت خطبۀ نماز جمعه یا اختلاطِ زنان و مردان در مساجد وجود ندارد.
این فقیهِ مغربی در گفت وگو با وبگاه "هسپرس" با بیان این که فقها، این وظایف را در صلاحیت مرد تعریف کرده اند، در عین حال افزود: هیچ نصی در این زمینه وجود ندارد و باب اجتهاد در این زمینه باز است. هرچند امکان دارد اجتهاد در این زمینه ها، فتنه انگیز باشد.
اما فؤاد الشمالی، دیگر مبلّغ مغربی این رویکرد را رد و تاکید می کند که یکی از شروط امام جماعت آن است که مرد باشد و زن فقط می تواند در جمع زنانه، امام جماعت زنان باشد.
الشمالی تأکید کرد که در دوران پیامبر اکرم (ص)، نماز مختلط به امامت زنان برگزار نشد.



طبقه بندی: اجتماعی،
برچسب ها: امام جماعت شدنِ زنان، پروژه دانشجویی، انجام پایان نامه، پروژه کارآفرینی، آگهی استخدام، تبلیغ رایگان، پروژه سی شارپ رایگان،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 12:26 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس کوچکی | نظرات

مدیر روابط عمومی اورژانس اهواز در گفت‌و‌گو با آنا مطرح کرد:

مشکلات تنفسی در اهواز 12 هزار و 17 نفر را راهی بیمارستان کرد

یکشنبه 10 آبان 1394 - 10:09
آلودگی هوا در اهواز

مدیر روابط عمومی اورژانس اهواز از ارجاع 12 هزار و 17 نفر به دلیل مشکلات تنفسی به بیمارستان‌ها خبر داد.

رضا رفیعی، مدیر روابط عمومی اورژانس اهواز در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه اجتماعی آنا، گفت: از مورخ 94/08/06 پس از بارش شدید باران میزان مراجعات به اورژانس افزایش پیدا کرد به گونه‌ای که تاکنون 12 هزار و 17 نفر توسط نیروهای امدادی به بیمارستان‌ها جهت دریافت اقدامات لازم و بستری منتقل شدند.

وی افزود: 11 هزار و 859 نفر پس از دریافت خدمات سرپایی از بیمارستان مرخص شدند و 198 نفر در بخش‌ها و 15 نفر نیز در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شدند.

مدیر روابط عمومی اورژانس اهواز بیشترین علت مراجعه به اورژانس را مشکلات تنفسی ناشی از بارش باران دانست و گفت: تاکنون هیچ منبع آگاهی مساله بارش باران اسیدی را تائید نکرده است.

وی با بیان اینکه مشکلات تنفسی در شهر اهواز شایع‌تر از شهرهای اطراف است، افزود: 98 درصد مراجعات به اورژانس از شهر اهواز و تنها 2 درصد از شهرهای اطراف بوده است.




طبقه بندی: حوادث، اجتماعی، اخبار،
برچسب ها: مشکلات تنفسی، پروژه دانشجویی، تبلیغ رایگان، پروژه سی شارپ رایگان، پروژه های دانشجویی، آگهی استخدام، انجام پایان نامه،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 12:07 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس کوچکی | نظرات

آخرین اخبار از حادثه سقوط هواپیما در صحرای سینا؛ نجات عجیب دختر روسی از پرواز مرگ

یکشنبه 10 آبان 1394 - 09:22
سقوط هواپیمای روسی در مصر

به‌دنبال پذیرفتن مسئولیت حادثه سقوط هواپیمای خطوط هوایی روسیه در صحرای سینا به‌وسیله داعش، نخست‌وزیر مصر ادعای این گروه تروریستی را رد کرد و گفت که به احتمال زیاد، عامل سقوط هواپیما «نقص فنی» بوده است.

به‌گزارش خبرنگار گروه بین‌الملل خبرگزاری آنا، شبکه خبری «بی‌بی‌سی» گزارش کرد: مقام‌های مصری اعلام کرده‌اند که جعبه سیاه هواپیما را یافته‌اند و برای کشف علت این سقوط، آن را برای کارشناسان فنی فرستاده‌اند.

گزارش‌های اولیه از مصر حاکی از این بود که خلبان پرواز خطوط هوایی «کاگالیماویا» پیش از سقوط، درخواست فرود اضطراری کرده بود ولی «حسام کمال» از مقام‌های دولت مصر می‌گوید هیچ نشانه‌ای از بروز مشکل در پرواز مورد نظر دریافت نشده است.

همه مسافران این هواپیما، گردشگران روس بودند. گزارش شده است که 217 مسافر و هفت خدمه پروازی در این هواپیما بودند.

از سوی دیگر سازمان هواشناسی روسیه گفته است که این هواپیما ساعت 5:51 صبح (به وقت مسکو) از فرودگاه «شرم‌الشیخ» پرواز کرد و قرار بود ساعت 12:10 در فرودگاه «سن‌پترزبورگ» فرود آید. هواپیما 23 دقیقه پس از پرواز، با برج مراقبت قبرس تماسی برقرار نکرد و در ارتفاع 31 هزار پایی از صحنه رادار محو شد.

خبرگزاری رویترز گزارش کرد: یک منبع در سرویس‌های امنیتی مصر از محل وقوع سانحه خبر داد که اجساد حدود 150 نفر در شعاع 5 کیلومتری اطراف محل سقوط هواپیما در مصر کشف شده است.

به‌گزارش مقام‌های منطقه سینا، هواپیما در منطقه کوهستانی واقع در بخش مرکزی شبه جزیره سینا در نزدیکی شهر «حسنی» سقوط کرده بود.

همچنین خبرگزاری «ریانووستی» با انتشار بیانیه وزارت امورخارجه روسیه اعلام کرد که «سامح شکری» وزیر امورخارجه مصر در گفت‌وگوی تلفنی با «سرگئی لاوروف» همتای روس خود وعده داده است که مصر تحقیقات دقیقی درباره سانحه هوایی روز شنبه انجام دهد.

در 10 سال گذشته حادثه مشابهی در «شرم‌الشیخ» که مرکز گردشگری مصر است، رخ نداده بود. یک دهه پیش یک هواپیمای فرانسوی بعد از ترک «شرم‌الشیخ» در دریای سرخ سقوط کرده بود.

از سوی دیگر خبرگزاری «اسپوتنیک» گزارش کرد: بیش از 10 گروه پزشکی و روان‌شناسی در حال کمک‌رسانی به خویشاوندان قربانیان حادثه سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس متعلق به شرکت «کوگالیم آویا» روسیه در شهر «سن‌پترزبورگ» هستند.

در گزارش منتشر‌شده در سایت رسمی شهرداری سن‌پترزبورگ آمده است: علاوه بر گروه‌های پزشکی و روانشناسی، «اولگا کازانسکایا» معاون شهرداری، «والری کولابوتین» رئیس کمیته بهداشت، «الکساندر ارژاننکوف» رئیس کمیته سیاست اجتماعی و بعضی دیگر از مقام‌های این شهر در فرودگاه «پولکوف» حضور دارند.

خویشاوندان جان‌باختگان حادثه در هتل «کرون پلازا» سن‌پترزبورگ اسکان یافته‌اند و تعدادی پزشکان و روان‌شناسان و دو تیم کمک فوری پزشکی نیز در این هتل مشغول کار هستند.

دولت روسیه به‌دنبال سقوط هواپیمای مسافربری که منجر به کشته شدن 224 نفر شد، امروز را در سراسر این کشور عزای عمومی اعلام کرد.

در این حال، خبرگزاری «اسپوتنیک» اعلام کرد یکی از مسافران هواپیما که دختر جوانی بود به‌طوز غیرمنتظره‌ای از مسافرت با این هواپیما خودداری کرد و از جمله اشخاصی است که با بخت و اقبال از حادثه سقوط هواپیمای ایرباس روسی جان سالم به‌در برده است.

شبکه خبری «رویزدا» روسیه گزارش کرد: این دختر جوان دقایقی پیش از پرواز تصمیم خود برای رفتن به «سن‌پطرزبورگ» را عوض کرد و تصمیم گرفت به‌جای آن به مسکو پرواز کند. به همین دلیل از هواپیما پیاده شد.

این دختر روسی هم‌اکنون در فرودگاه «شرم‌الشیخ» مصر است و پرواز خود را به سمت مسکو انجام نداده است.




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی، حوادث،
برچسب ها: حادثه سقوط هواپیما ایرباس روسیه، پروژه دانشجویی، تبلیغ رایگان، پروژه سی شارپ رایگان، شبه جزیره سینا، آگهی استخدام، انجام پایان نامه،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 11:58 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس کوچکی | نظرات

موسسه کیو اس اعلام کرد

بهترین شهرهای جهان برای دانشجویان

کیو اس

موسسه «کیو اس» (QS) در یکی از رتبه‌بندی‌های خود بهترین شهرهای جهان برای ادامه تحصیل را معرفی کرده است. در این گزارش 50 شهر بر اساس معیارهایی نظیر دانشگاه‌ها، میزان هزینه‌ زندگی، شیوه زندگی، چشم‌انداز شغلی و جامعه دانشجویی رتبه‌بندی شده‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، موسسه «کیو اس» (QS) در یکی از رتبه‌بندی‌های خود بهترین شهرهای جهان برای ادامه تحصیل را معرفی کرده است. 50 شهر در این گزارش بر اساس معیارهایی نظیر دانشگاه‌ها، میزان هزینه‌ زندگی، شیوه زندگی، چشم‌انداز شغلی و جامعه دانشجویی رتبه‌بندی شده‌اند.

در این رتبه‌بندی پاریس به عنوان بهترین شهر دنیا برای دانشجویان معرفی شده است. همچنین ملبورن استرالیا به عنوان شهری که بیشترین میزان رفتار دوستانه و گرم با دانشجویان را دارد توانست جایگاهش را از رتبه پنجم بهبود ببخشد و به عنوان دومین شهر این فهرست معرفی شود.

سال گذشته این جایگاه از آن لندن بود اما به رغم اینکه لندن شهر شگفت‌انگیزی برای زندگی است و توانست بیشترین امتیاز در 2 شاخص از 5 شاخص مورد نظر این رتبه‌بندی را به خود اختصاص دهد به دلیل هزینه‌های بالای زندگی دانشجویان در لندن این شهر به جایگاه سوم سقوط کرد.

ده شهر برتر دنیا برای دانشجویان به شرح زیر است.

1- پاریس

2- ملبورن

3- لندن

4- سیدنی

5- هنگ‌کنگ

6- بوستون

7-توکیو

8- مونترال

9- تورنتو

10- سئول

باید خاطر نشان کنیم شهرهایی می‌توانند برای شرکت در این رتبه‌بندی نامزد شوند که جمعیتی بالای 250 هزار نفر داشته باشند، و حداقل دو نماینده در رتبه‌بندی سالانه موسسه کیو اس داشته باشند، با توجه به این معیارها 116 شهر توانستد در برای شرکت در این رتبه‌نبدی کاندید شوند.

50 شهر برتر دنیا متعلق به 29 کشور است، آمریکا با 8 شهر، استرالیا با 6 شهر، انگلیس با 4 شهر و کانادا و ژاپن هر کدام با 3 شهر کشورهایی هستند که بیشترین نماینده را در این رتبه‌بندی دارند.

در مجموع 20 شهر اروپایی، 12 شهر آمریکای شمالی، 9 شهر آسیایی، 7 شهر اقیانوسیه و دو شهر آفریقای جنوبی توانستند در این رتبه‌بندی قرار بگیرند.

نمایندگان آمریکا علاوه بر بوستون که در رتبه 6 قرار گرفت شامل سان‌فرانسیسکو (رتبه 13)، نیویورک (رتبه 17)، شیکاگو (رتبه 18)، لس‌انجلس (رتبه 31)، پنسیلوانیا (رتبه 41)، واشنگتن دی سی (رتبه 42) و پیتزبورگ (رتبه 46) است.

سایر نمایندگان استرالیا بجز ملبورن و سیدنی که به ترتیب رتبه‌های 2 و 3 را داشتند کانبرا (رتبه 21) اوکلاهاما (رتبه 22)، بریزبن (رتبه 23)، آدلاید (رتبه 29) و پرت (38) هستند.

لندن تنها نماینده انگلیس بین 25 شهر ابتدایی این فهرست بود. سایر نماینده‌های انگلیس در این فهرست ادینبورگ با رتبه 26، منچستر با رتبه 29 و کانتری با رتبه 45 بودند.

همچنین کانادا علاوه بر مونترال (رتبه 8) و تورنتو (رتبه 9) یک نماینده در رتبه 12 یعنی ونکوور را دارد. همچنین به‌جز توکیو که در رتبه 7 قرار دارد شهرهای کیوتو (رتبه 34) و اوزاکا (رتبه 48) دیگر نمایندگان ژاپن هستند.

رتبه شهر نمره
16 برلین آلمان
17 نیویورک آمریکا
18 شیکاگو آمریکا
19 بارسلونا اسپانیا
20 وین اتریش
21 کانبرا استرالیا
22 اوکلند نیوزلند
23 بریزبن استرالیا
24 بوینس‌آیرس آرژانتین
25 تایپه تایوان
26 پکن پکن
27 ادینبورگ انگلیس
28 کپنهاگ دانمارک
29 آدلاید استرالیا
30 منچستر انگلیس
31 لس‌آنجلس آمریکا
32 دوبلین ایرلند
33 شانگهای چین
34 کیوتو ژاپن
35 استکهلم سوئد
36 میلان ایتالیا
37 آمستردام هلند
38 پرت استرالیا
39 هلسینکی فنلاند
40 مادرید اسپانیا
41 پنسیلوانیا آمریکا
42 واشنگتن دی‌سی آمریکا
43 مسکو روسیه
44 سانتیاگو شیلی
45 کاونتری انگلیس
46 پیتسبورگ آمریکا
47 بروکسل بلژیک
48 اوساکا ژاپن
49 پراگ جمهوری چک
50 مکزیکو سیتی مکزیک



طبقه بندی: اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: رتبه‌بندی موسسه کیو اس دانشگاه پارملبورن لندن اخبار مرتبط، پروژه دانشجویی، تبلیغ رایگان، پروژه سی شارپ رایگان، آگهی استخدام، انجام پایان نامه، پروژه های دانشجویی،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 11:54 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس کوچکی | نظرات
مدیر

توسط روانشناسان؛

ژن مدیران موفق کشف شد


مطالعات محققان امریکایی نشان می دهد، ژن ها تاثیر و نقش به سزایی را در موفقیت و همینطور پیشرفت یک مدیر ایفا می کنند.

به گزارش ملکانه، برخی از روزها برای مدیران سخت و دشوار است اما برخی از روزها سرشار از موفقیت و کامیابی است. مطالعات اخیر محققان نشان می دهد، تاثیر ژن ها بر میزان موفقیت یا کامیابی مدیران بی تاثیر نیست.

مطالعات محققان دانشگاه علوم روانشناسی ایالت کانزاس نشان می دهد، دوپامین ناقل ژن DAT۱ می تواند تاثیرات مثبت و منفی بر کنترل و مدیریت در محیط کاری داشته باشد. این مطالعه منجر به شناسایی عملکرد خاص ژنتیکی مرتبط با تصدی موقعیت مدیریت شد. محققان دریافتند تبدیل به یک مدیر خوب و موفق شدن یک مساله ذاتی و ژنتیکی است.

در این تحقیقات آمده است : «موفقیت یک مدیر می تواند با مسائل DNA و ژنتیکی همراه باشد تا یک شرکت و کمپانی تبدیل به کمپانی موفق شوند زیرا DAT۱ می تواند مهارت های یک مدیر یا تبدیل شدن به انسانی با انگیزه و موفق را ترغیب کند.»

Wendong Li، سرپرست این پروژه می گوید :« این ژن می تواند تاثیرات مثبت و منفی بر مدیریت داشته باشد البته این موضوع مستلزم ارتباط با فاکتورهای محیطی برای تعیین متغییرهای مختلفی است که در نهایت به نتایج مثبت یا منفی ختم می شود.»

محققان دریافتند، افرادی که ۱۰ مورد allele تکراری در دوپامین ناقل دارند با رفتارهای نابه هنجار در دوران نوجوانی خود روبرو هستند. این ناهنجاری ها با شانس تبدیل به یک مدیر خوب شدن در آینده در ارتباط هستند. اما برعکس افرادی که از ژن ناقل دوپامین کمتری برخوردارند دارای شخصیتی بیش فعال هستند که منجر به تغییرات مثبت شده و در مدیریت از اهمیت زیادی برخوردار است.

اما در پایان این تحقیقات آمده است، برای اینکه مدیر خوبی از نظر کاری و اخلاقی باشید، ژن ها، محیط و فاکتورهای مختلفی دخیل هستند.




طبقه بندی: آموزشی، اخبار، اجتماعی، روانشناسی،
برچسب ها: مدیران موفق، موفقیت، مجله موفقیت، احمد حلت، مثبت اندیشی، جملات مثبت اندیشی، مهندس احمد مومنی،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 01:47 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

دوربین مخفی


دوربین‌های مخفی کاربردهای بسیاری دارند، اما در این میان دوربین مخفی‌های طنز و سرگرم‌کننده از شناخته‌‌شده‌ترین دوربین‌های مخفی در میان مردم است.

اما در این میان دوربین‌های مخفی با مضمون طنز و سرگرمی طرفداران زیادی دارد، به همین دلیل شبکه‌های تلویزیونی این چنین برنامه‌ها را در جدول پخش خود قرار می‌دهند.

* شما در مقابل دوربین مخفی هستید
«شما در مقابل دوربین مخفی قرار گرفته‌اید». شاید بارها این جمله را از تلویزیون شنیده باشید و یا اینکه خودتان در تله دوربین‌های مخفی قرار گرفته باشید، دوربین‌هایی که در ابتدا هیچ کسی نمی‌داند کجا نصب شده‌اند، اما در پایان برای آن دست تکان می‌دهند و لبخند می‌زنند. دوربین مخفی‌های طنز و سرگرم‌کننده طرفداران زیادی در میان مردم دارد، شاید یکی از دلایل محبوبیت این نوع برنامه‌ها، حضور پررنگ مردم در شرایطی باشد که خودشان هم نمی‌دانند و با نشان دادن واکنش‌هایی واقعی و ثبت آن توسط دوربین مخفی، لحظات جالب و سرگرم‌‌کننده‌ای را خلق می‌کنند.

* لبخند، اخم، عصبانیت
لبخند‌زدن عکس‌العمل همیشگی کسانی که در مقابل دوربین مخفی قرار می‌گیرند، نیست و گاه شاهد دعوا و عصبانیت و کتک کاری در برخی دوربین مخفی‌های ساخت کشورهای مختلف نیز بوده‌ایم، اما به هر حال سازنده‌های این نوع برنامه‌ها با اینکه می‌دانند ممکن است واکنش برخی افراد در مقابل دوربین مخفی چیزی به غیر از لبخند باشد، باز هم دوربین‌های آشکار خود را در مکان‌هایی مخفی قرار می‌دهند و به ثبت این لحظات واقعی می‌پردازند.
* «دیدنی‌»‌های تلویزیون
از سال‌ها پیش در کشور ما نیز این گونه برنامه‌ها، موج شادی را به مخاطبان منتقل کرده است و هنوز هم ادامه دارد.
«دیدنی‌ها» یکی از این برنامه‌های پرطرفدار در دهه ۶۰ بود که «جلال مقامی» اجرای آن را برعهده داشت. این برنامه که از شبکه دو سیما پخش می‌شد به دلیل موسیقی جذاب و اجرای «جلال مقامی» طرفداران بسیاری داشت.
بخش اعظم دوربین‌های مخفی که از تلویزیون ما پخش می‌شود، محصول کشورهای دیگر بوده است و گویا جذابیت ساخت این برنامه‌ها از چشمان برنامه‌سازان ایرانی مخفی مانده است، البته برخی از شبکه‌های استانی تلویزیون به سراغ چنین سوژه‌هایی رفته‌اند که تا حدودی هم موفق بوده‌اند.

* کارگردان «علی‌کوچولو» اولین دوربین مخفی‌ساز ایرانی
«امیرحسین قهرایی» از اولین دوربین مخفی‌سازان ایرانی است. وی که در سال ۱۳۳۲ در اصفهان متولد شد، فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی و فیلم‌سازی از انگلستان است.
قهرایی که کارگردانی «علی کوچولو» و «چاق و لاغر» را در کارنامه خود دارد، از سال ۱۳۷۰ کارگردانی برنامه‌های دوربین مخفی را با همکاری «بیژن بیرنگ» و «مسعود رسام» آغاز کرد، «لحظه‌های دیدنی» (شبکه پنج سیما) و «دوربین کنجکاو» (شبکه آموزش سیما) از ساخته‌های او است. «دوربین کنجکاو» در سال ۱۳۸۸ از پربیننده‌ترین دوربین‌های مخفی تلویزیون بود که پس از آن بارها از شبکه آموزش سیما پخش شد.
امیرحسین قهرایی، برنامه‌هایی چون «شوخی با شما» و «شوخی با ستارگان» را در سال‌های اخیر برای شبکه نمایش خانگی کارگردانی کرده است.

* چشم‌های سوم
همه ما در مقابل دوربین مخفی نگاه‌های اطرافیانمان هستیم که اعمال و رفتار ما را رصد می‌کنند، گاه به نوع رفتار ما لبخند می‌زنند و گاه عصبانی می‌شوند. خودمان نیز حواسمان به اعمال و رفتار دیگران جلب می‌شود و در مقابل رفتار اطرافیان،‌ دوست، آشنا، فامیل و حتی افرادی که آن‌ها را نمی‌شناسیم و فقط در مکان‌های عمومی مثل اتوبوس، مترو و یا سطح شهر آن‌ها را می‌بینیم، واکنش‌های متفاوتی را از خودمان نشان می‌دهیم و این بدان معناست که ما برای دیگران و دیگران نیز برای ما به منزله یک چشم سوم هستند، چشم سوم‌هایی که در نهایت دقت و کنجکاوی به اعمال و رفتار نظر می‌کنند و گاه آن‌ها را مورد قضاوت قرار می‌دهند.
دوربین‌های مخفی نیز همانند همین چشم سوم‌ها در میان مردم قرار می‌گیرند و با ثبت لحظاتی واقعی و به دور از هرگونه بازیگری مردم برنامه‌هایی جذاب و دیدنی را خلق می‌کنند.
شاید یکی از حسن‌های برنامه‌ «دوربین مخفی» این باشد که، رفتار واقعی ما را در برخورد با اتفاق‌های متفاوت و از پیش‌ تعیین شده توسط سازندگان این نوع برنامه‌ها نمایش می‌دهد و به ما می‌آموزد که همواره، چشم سوم‌هایی اعمال و رفتار ما را رصد می‌کنند، چشم سوم‌هایی نه فقط از جنس دوربین مخفی‌های تلویزیون بلکه از جنس نگاه‌های اطرافیانمان.

* دوربین مخفی‌های فرهنگ‌ساز
نکته قابل تأمل در مورد دوربین مخفی‌های طنز و سرگرم‌کننده این است که، برخی افراد تمایلی به قرار گرفتن در مقابل دوربین مخفی را ندارند و از اینکه به اصطلاح دست‌ انداخته شوند خوششان نمی‌آید، به نظر می‌رسد نبود فرهنگ درست برخورد با این موضوع یکی از دلایل کمتر ساخته شدن این نوع برنامه‌ها به دست دوربین مخفی‌سازان ایرانی باشد، اما بد نیست بدانیم که برنامه‌های دوربین مخفی می‌توانند معلم خوبی برای اعمال و رفتار ما باشند و مسائل اخلاقی متعدد را به ما بیاموزند.
ما می‌توانیم صبوربودن، لبخندزدن در مقابل برخی شوخی‌های اطرافیان و سعه‌صدر را با دوربین‌های مخفی تمرین کنیم و معنای واقعی جمله «با هم بخندیم، نه به هم» را بیاموزیم.
شاید با نگاه کردن به این جنبه‌های مثبت برنامه دوربین مخفی بتوان، نوع برخورد صحیح با این نوع برنامه‌ها را در جامعه فرهنگ‌سازی کرد و اگر تلاش برای ساخت دوربین‌های مخفی در میان سازندگان ایرانی بیشتر شود، به زودی شاهد ایجاد این نوع فرهنگ درست و دوربین مخفی‌های بسیاری با برچسب‌ ساخت ایران خواهیم بود.




طبقه بندی: سرگرمی / طنز، نوستالژی، اجتماعی،
برچسب ها: دوربین مخفی، شوخی با ستارگان، شوخی با شما، امیر حسین قهرایی، دیدنی ها، بیژن بیرنگ، مسعود رسام،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 01:39 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

یارانه

امسال یارانه نقدی ۵گروه‌ درآمدی به تشخیص دولت حذف شده است…

به گزارش ملکانه، از فروردین‌ماه امسال یارانه نقدی ۵گروه‌ درآمدی به تشخیص دولت حذف شده و در ماه‌های آینده احتمال حذف تعداد بیشتری از یارانه‌نقدی‌بگیران با درآمد بالا وجود دارد.

یارانه نقدی گروه‌های پنج‌گانه شامل پزشكان، مالكان خودروهای گران قیمت لوكس، صاحبان صرافی‌ها، اعضای هیات مدیره بانك‌ها و هیات مدیره شركت‌های خصوصی و افراد مقیم خارج از كشور قطع شده است، با این توضیح كه یارانه نقدی برخی افراد مقیم خارج كشور از سال قبل كه شناسایی شده بودند، كلید خورده بود.

برخی شهروندان كه یارانه نقدی‌شان حذف شده است و یارانه نقدی فروردین‌ماه امسال را دریافت نكرده‌اند در تماس با همشهری با تایید این خبر اعلام كردند كه در سازمان هدفمندی یارانه‌ها اعلام شده كه حذف یارانه نقدی به تشخیص دولت و بر اساس مصوبه مجلس صورت گرفته است.




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: یارانه نقدی، یارانه، واریز یارانه نقدی، حذف یارانه، حذف یارانه ها، حذف یارانه 5 گروه درآمدی، حذف یارانه نقدی،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 01:34 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

روزنامه ایران گزارشی از زنان خیابانی منتشر کرده و در آن، سه روایت مختلف را مطرح کرده است.

روایتی دردناک از زنانی که نام زنان خیابانی را یدک میکشند


در مطلب این روزنامه می‌خوانیم:

ساعت ۱۱ شب – یکی از خیابان‌های اصلی تهران

زن ابروهای تاتو شده‌اش را بالا می‌اندازد و به مرد همراهش اشاره می‌کند که یعنی «نه!». مرد این پا و آن پا می‌کند. زن اما مصمم به نظر می‌رسد. رویش را برگردانده و حواسش به ماشین‌ها است. یکی‌شان ترمز می‌کند. زن سراغ ماشین می‌رود. سرش را خم می‌کند و چیزهایی می‌گوید و بعد خودش را کنار می‌کشد تا احتمالاً راننده بتواند چهره زن را بهتر ببیند. زن توجه خاصی ندارد. عاقبت به توافق می‌رسند. مردی که همراهش است، اشاره‌ای می‌کند و زن می‌رود و دستش را روی دستگیره در ماشین می‌گذارد. هنوز در را باز نکرده که مرد در گوشش چیزی می‌گوید. زن دستش را پس می‌کشد.

راننده بوق می‌زند. زن سوار می‌شود و ماشین راه می‌افتد. چهره مردی که همراه زن بود. در تاریکی چندان معلوم نیست؛ نه آنقدر که چهره زن بود، کرم پودر روشن روی صورتش برق می‌زد و رژ لب زرشکی‌اش از دور معلوم بود. مرد خمیده راه می‌رود. سیگار نیم‌کشیده توی دستش است و با یک حالت شل و وِلی آن را بالا می‌آورد و به لب می‌رساند و پک می‌زند. می‌رود و کنار خیابان روی موتور قراضه‌ای می‌نشیند و باز پک می‌زند. شروع مکالمه با او نباید کار راحتی باشد. نمی‌شود همین‌طوری رفت جلو و پرسید: «شما و آن خانم کارتان چیست؟!» اما می‌شود حدس زد که احتمالاً اینجا نشسته تا خانم برگردد. شاید هم نه. برای فهمیدنش باید منتظر شد و از داخل ماشین زیر نظرش گرفت.

۲۰ دقیقه بعد از اینکه زن سوار ماشین می‌شود، یک پراید سفید درست همان جایی که مرد روی موتور نشسته و به خیابان چشم دوخته، ترمز می‌کند. زنی از صندلی پشت ماشین پیاده می‌شود. زن قبلی نیست. لاغر و ریز اندام است. مانتوی بلند مشکی پوشیده با شال سفید. صورتش زیاد معلوم نیست توی تاریکی. دو نفر جلو نشسته‌اند. مرد از روی موتور خیلی چالاک، طوری که به وضعیتش نمی‌خورد، پایین می‌پرد و خودش را به پراید می‌رساند. کسی که کنار راننده نشسته دستش را بیرون می‌آورد و چیزی به او می‌دهد. مرد پول را می‌گیرد و می‌شمارد و دستش را به نشانه تأیید بالا می‌آورد و به سمت سرنشینان پراید تکان می‌دهد. راننده پراید گازش را می‌گیرد. زن معطل همانجا ایستاده. مرد چیزی می‌گوید و روی موتور می‌نشیند. زن ترکش سوار می‌شود و با هم می‌روند.

 

ساعت یک بعدازظهر – ایستگاه متروی سعدی

خودش خواسته که توی ایستگاه مترو قرار بگذاریم. ساعت یک، وقت خوبی است. صبح‌ها تا دیروقت می‌خوابد. تا خودش را جمع و جور کند ساعت دوازده، دوازده و نیم می‌شود. تا برسد به ایستگاه متروی سعدی، همان یک می‌شود. نازی را به چهره نمی‌شناسم. می‌گوید شال آبی سر می‌کند با مانتوی طوسی راه راه. چشمم دنبال زن‌های با شال آبی می‌گردد. یکی می‌آید. مانتوی او طوسی نیست اما می‌خورد که خودش باشد.

بی‌اعتنا از کنارم رد می‌شود. منتظر می‌مانم. قرار است کنار باجه فروش بلیت ایستاده و کوله‌پشتی‌ام را یک وری روی دوشم انداخته باشم. چیز دیگری به ذهنم نرسیده بود آن‌وقت که تلفنی با نازی حرف زده بودم؛ نازی که نمی‌دانم اسم واقعی‌اش چیست و شماره‌اش را از یکی از دوستان مددکار گرفته‌ام، ۳۶ ساله است. نمی‌دانم اهل کجاست. اهمیتی هم ندارد. تنها اطلاعاتی که از نازی دارم همین است و اینکه خانه‌اش احتمالاً حوالی ایستگاه سعدی است. نازی سر می‌رسد. شال آبی فیروزه‌ای سرش کرده و مانتوی طوسی راه راه پوشیده؛ همانجور که گفته بود. با لبخند سراغم می‌آید. یک اسکناس هزاری دستش گرفته تا بلیت بخرد. می‌رود بازار. همراهش می‌شوم.

۱۳ ساله بوده که شوهرش داده‌اند. می‌گوید: «اصلاً حالی‌ام نبود که شوهر چه هست! تا آمدم به خودم بیایم دیدم آینه و شمعدان آورده‌اند و تور سفید را انداخته‌اند روی کله‌ام. بچه بودم دیگر. کدام دختر بچه‌ای است که دوست نداشته باشد عروس شود؟ کفش سفید را پایم می‌کردم و توی اتاق رژه می‌رفتم. به خیالم همه‌اش همین است. نقل و تور و آینه و شمعدان. همه بیایند و قربان صدقه‌ام بروند که چه عروسی! چه عروسکی! عروسک‌ها را چیده بودم در اتاقم. یک اتاق داشتیم خانه مادر شوهر. پر عروسک بود اتاقم.»

ایستگاه امام خمینی(ره) شلوغ است. خیلی‌ها پیاده می‌شوند و خیلی‌ها سوار. نازی کیفش را توی بغلش سفت نگه داشته. «شوهرداری بلد نبودم زیاد. اول خرجمان یکی بود با مادر شوهرم. هرچه درست می‌کردند همه با هم می‌خوردیم. یک روز گفتند خرجتان را سوا کنید. همان وقت‌ها بود که شوهرم تازه مواد را شروع کرده بود، با دوست‌هایش. غذا درست کردنم زیاد خوب نبود. غذا را می‌سوزاندم یا برنج را شفته می‌گذاشتم توی سفره. شوهرم کتکم می‌زد و غذا را پرت می‌کرد از پنجره بیرون. زیاد کتک می‌خوردم، سر هر چیز. وقتی خمار بود، بیشتر. دوست‌هایش را می‌آورد خانه. می‌نشستند به کشیدن. آن موقع ۱۸ سالم بود. بچه نداشتم. آخر سر هم نفهمیدم بالاخره مشکل از کی بود ولی تا سه سال بعدش که جدا شدم، خبری نشد که نشد. شاید بچه که می‌آمد، شوهرم ترک می‌کرد. با یک چمدان از خانه‌اش درآمدم. پرتم کرد بیرون چون مادرش بهم تهمت زده بود که با مردها ارتباط دارم. اصلاً اینجور نبود. دوست‌های عوضی‌اش همه نظرناپاک بودن اما من…»

چشم‌های نازی یک‌باره حالت غمگینی به خود می‌گیرد. تا آن وقت تلاش می‌کرد خودش را به اصطلاح شاد و شنگول نشان دهد. یک‌باره اما پرت می‌شود به گذشته: «بعد از طلاق دو بار صیغه شدم. جفتشان زن و بچه داشتند. خانه پدرم نانخور اضافی نمی‌خواستند. گفتند یا برگرد خانه شوهر یا دوباره شوهر کن. شوهر صیغه‌ای هم شوهر است دیگر! فقط موقت.

یکی‌شان زنش فهمید و قشقرق راه‌انداخت. آن یکی مدت صیغه که تمام شد، تمدید نکرد. گفتم این بار فقط ازدواج دائم. یک مورد هم پیدا شد. ازدواج کردم. این یکی هم معتاد از آب درآمد. اما فرقش با اولی این بود که هیچ تعصبی نداشت که زنش با مردها ارتباط داشته باشد. اوایل برایم سخت بود. نمی‌توانستم باور کنم. گریه‌ها کردم. چاره‌ای نداشتم. کم کم عادت کردم. دیگر برایم مهم نبود. یکی بهم گفت چرا این کار را می‌کنی؟ طلاق بگیر و برای خودت کار کن تا مجبور نشوی خرج مواد این لندهور را بدهی. همین کار را کردم.»

قطار ایستگاه ۱۵ خرداد می‌ایستد. نازی پیاده می‌شود. از پنجره نگاهش می‌کنم. انتظار دارم برگردد و مثلاً برایم دست تکان دهد. شال فیروزه‌ای بین جمعیت گم می‌شود.

 

ساعت ۱۰ صبح – مرکز مشاوره

کسانی که اینجا می‌آیند یک وجه مشترک دارند. بیشترشان زنان و دختران آسیب‌دیده هستند؛ همان‌هایی که نام «خیابانی» را یدک می‌کشند. معصومه کمکشان می‌کند. مددکار است.

اینجا یک اتاق دارد برای مشاوره. شاخه آسیب‌های اجتماعی – زنان خیابانی که حالا خیلی هایشان دوست شده‌اند با معصومه. یکی‌شان نازی است که دو هفته‌ای است شماره موبایل قبلی‌اش را کنار گذاشته و حالا یک شماره جدید دارد؛ همان شماره‌ای که با آن تماس گرفته بودم.

معصومه می‌گوید:« این‌ها بیشترشان خانواده‌های نابسامان دارند. پدر و مادر معتاد یا بزهکار. خیلی هایشان ۱۴، ۱۵ سالگی از خانه فرار کرده‌اند. بعضی‌ها از خانه پدر و بعضی‌ها از خانه شوهر. شوهرهای معتاد و بیکار که بعضی وقت‌ها زن‌هایشان را مجبور به تن‌فروشی کرده‌اند؛ مثل نازی. حالا قرار است در یک کارگاه خیاطی کار کند. خودش راضی است. می‌گوید خسته شده‌ام. بعضی‌هایشان اما اینجوری نیستند. به این کار عادت کرده‌اند. خرج بچه‌هایشان را با پولش می‌دهند. خیلی غم‌انگیز است.»

او ادامه می‌دهد: «ما اینجا قرار نیست به جهت قانونی با این زن‌ها برخورد کنیم. هدفمان کاهش آسیب است. بهشان آموزش می‌دهیم که چطور مراقب خودشان باشند. هرکس را هم که بخواهد، به زندگی عادی برگردد تا جایی که می‌توانیم کمکش می‌کنیم. کمک مالی از دستمان برنمی‌آید. باید برایشان جلسه‌های مشاوره بگذاریم. اگر شد، برایشان کار پیدا کنیم، چون این‌ها به خاطر نیاز مالی به این کار تن می‌دهند. البته مواردی هم هست که فرد، دوست دارد چنین روابطی داشته باشد و حتی به لحاظ مالی هم آنچنان محتاج نیست. این هم نوعی مشکل روانی است که باید با تراپی و جلسه‌های متعدد روی آن کار شود. به هرحال ما هرکاری از دستمان برمی‌آید می‌کنیم تا این آسیب اجتماعی به حداقل برسد اما مسأله این است که تا این مسأله به صورت ریشه‌ای درمان نشود، نمی‌توان به بهبود وضعیت امید داشت.»

معصومه به یکی از مددجویان اشاره می‌کند که ۲۴ ساله است و تا به حال سه بار خودکشی ناموفق داشته. می‌گوید در کودکی مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته و وقتی ۱۶ سالش بوده با پسر مورد علاقه‌اش فرار کرده تا مثلاً با او ازدواج کند. پسر هم او را در یکی از شهرهای مرزی رها کرده و دنبال کارش رفته. بقیه‌اش هم که دیگر معلوم است. آوارگی و تن‌فروشی.

معصومه صدایش را پایین می‌آورد و می‌گوید: «دختر بیچاره ایدز دارد.» نفسم می‌گیرد. تلاش می‌کنم چهره دختر را در ذهنم مجسم ‌کنم. هیچ تصویری ندارم. به جایش دوباره چهره نازی می‌آید جلوی چشمم، با شال فیروزه‌ای.


منبع: روزنامه ایران




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: زنان خیابانی، روزنامه ایران، متروی سعدی، خیابان‌های اصلی تهران، مرکز مشاوره، جملات مثبت اندیشی، گروه نرم افزاری باران،

تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 11:49 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

صدف طاهریان سرانجام مصاحبه ای انجام داد و درمورد سینمای فاسد ایران صحبت کرد؛ صدف طاهریان اعلام کرد یکی از عوامل سینما به او پیشنهاد یک ماه رابطه غیراخلاقی داده است!

صدف طاهریان (بازیگری که اخیرا کشف حجاب او جنجال‌های بسیاری برانگیخته) هفته گذشته وعده داده بود که بزودی در مصاحبه‌ای از چیزی که او در پیامی به دوستش «کثافات سینمای ایران» خوانده بود، پرده بردارد. وی بالاخره در مصاحبه با یکی از رسانه‌های فارسی زبان خارج کشور از پدیده‌های غیراخلاقی سینمای ایران پرده برداشت.

این بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگوی خود با صراحت اشاره کرده که برخی موسسات و شرکت‌های سینمایی و حتی برخی کارگردانان و تهیه کنندگان برای بازی دادن او در فیلم‌های خود از وی درخواست‌های شرم آور می‌کردند. به گفته وی یکی از افراد یادشده حتی به او وعده داده که «اگر یک ماه با وی رابطه داشته باشد»، او را وارد بسیاری از پروژه های مهم سینمایی خواهد کرد.

 

صحبتهای جنجالی صدف طاهریان منتشر شد درخواست 1ماه رابطه نامشروع! عکس

 

طاهریان با تاکید بر اینکه این تجربه منفی تنها مشاهدات خود او یا چندتن از دوستان نزدیک اوست و شاید شامل همه زنان بازیگر ایرانی یا همه کارگردانان و دست اندرکاران سینما نباشد، در پاسخ به این پرسش که چرا در داخل ایران این مسائل را فاش نکرده گفت: «وقتی سراغ برخی اصحاب رسانه می رفتم و می‌گفتم، با کمال تعجب می‌گفتند که شاید خودت هم کرمی داشتی که این کار را می‌کردند!»


منبع سایت ملکانه :  http://www.molkaneh.com/%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D9%81-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86/




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: صدف طاهریان، کشف حجاب، کشف حجاب صدف طاهریان، صحبتهای جنجالی صدف طاهریان منتشر شد، صحبتهای جنجالی صدف طاهریان، جملات مثبت اندیشی، انجام پایان نامه،

تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 11:22 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

سکینه قاسمی


سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» از اوباش مشهور در ساقط کردن دولت مصدق بود که پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ در ایران، در ۲۱ تیر ۱۳۵۸ به اتهام فساد فی‌الارض، اعدام شد. وی از جمله افراد فعال ـ سلطنت طلب‌های چاقوکش، ارازل و اوباش ـ در کودتا، که در بسیج توده‌های […]

سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» از اوباش مشهور در ساقط کردن دولت مصدق بود که پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ در ایران، در ۲۱ تیر ۱۳۵۸ به اتهام فساد فی‌الارض، اعدام شد.

وی از جمله افراد فعال ـ سلطنت طلب‌های چاقوکش، ارازل و اوباش ـ در کودتا، که در بسیج توده‌های نا‌آگاه مردم علیه دکتر مصدق نقش مهمی داشت.

متاسفانه اطلاعات زیادی از زندگی او وجود ندارد ولی از عومل سرکوب رژیم شاهنشاهی بود که به همراه شعبان جعفری مشهور به شعبان بی‌مخ در در بازگرداندن «محمد رضا پهلوی» به قدرت و ساقط کردن دولت مصدق به خوبی ایفای نقش کرد. همچنین وی یکی از مشهور‌ترین زنان اوباش تهران بود که باندهای گسترده‌ای در اغفال دختران روستایی و به کار گیری آنان در خانه‌های فساد خود داشت.

۲daylink.com




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی،
برچسب ها: زن اوباش تهران، اوباش تهران، شعبون بی مخ، سکینه قاسمی، پری بلنده، مشهور‌ ترین زن اوباش تهران، آگهی استخدام،

تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 11:06 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

تکنیک تخلیه انرژی منفی

تکنیک تخلیه انرژی منفی و تکنیک پوشش محافظ در برابر انرژی‌های منفی بیرونی می‌دانیم که فکرها، احساس‌ها و کلام ما انرژی هستند و می‌دانیم که انرژی هرگز از بین نمی‌رود بلکه فقط تبدیل می‌شود و به شکلی دیگر در محیط پیرامون ما باقی می‌ماند.

تکنیک,تخلیه,انرژی

تکنیک,تخلیه,انرژی,منفی,آکاایران,تکنیک,تکنیک تخلیه انرژی منفی,تکنیک تخلیه انرژی,تکنیک تخلیه انرژی منفی و تکنیک پوشش محافظ در برابر انرژی‌های منفی,تکنیک,فکرها,بلکه,محیط,تکنیک تخلیه انرژی منفی و تکنیک پوشش محافظ,محیط,شکل,می‌ماند,بلکه,تکنیک تخلیه انرژی,فکرها

حال ببینیم اگر قرار باشد ما مدتی تحت‌تأثیر انرژی‌های منفی دیگران قرار بگیریم، چه بر سرمان می‌آید و یا انرژی‌هائی که ما از طریق فکرها، احساس‌ها و کلام، ساطع می‌کنیم چه بلائی بر سر خود ما و یا محیط پیرامون ما می‌آورند.
اول یادمان باشد که اگر در مورد انرژی منفی و یا فردی صحبت می‌کنیم که انباشته‌ای از انرژی منفی است، هرگز منظورمان این نیست که این فرد، انسان بدی است بلکه این فرد تنها یا بسیار غصه خورده و دردها و حرف‌ها را در دل خود جمع کرده و یا خشم‌ها، کینه‌ها و حسادت‌های طولانی‌مدت را در درون خود نگاه داشته است و حال همین انرژی‌های منفی در درون او انباشته شده است. باید بدانیم که انباشتن این انرژی‌های منفی و نگاه داشتن آنها، آن هم طولانی‌مدت، باعث بیماری، گرفتاری و درد و رنج در ما و در محیط پیرامون ما می‌گردد و باز می‌دانیم که طبق قانون جذب و تابش که همانند قانون جاذبه‌ زمین قدرتمند است؛ ما هر آنچه را که از خود ساطع کنیم، همان را به زندگی خود جذب می‌کنیم. یعنی اگر فکرها، احساس‌ها و کلام ما مثبت باشند، ما انرچی مثبت ساطع کرده‌ایم و حال این انرژی مثبت، انرژی‌های مثبت بیرونی را به‌سوی ما جذب می‌کند مانند خوشبختی، آرامش، سلامت، شفا، برکت و ... ولی اگر همین فکرها، احساس‌ها و کلام ما منفی باشند، انرژی‌هائی از جنس خود یعنی گرفتاری، بیماری، مشکل‌ها و درد و رنج را به‌سوی ما می‌کشند.
حال می‌خواهیم با دو تکنیک ”پوشش محافظ“ و ”تخلیه انرژی منفی“ به شما نشان دهیم که تا چه حد، این انرژی‌های منفی ویرانگر هستند و چگونه ما می‌توانیم خود، خانواده، جامعه و حتی دنیا را از شر آنها در امان نگاه داریم.
● تکنیک پوشش محافظ
پس از انجام ورزش‌ها، تنفس‌های ریلکس شدن، گفتن ذکر و رفتن به وضعیت آلفا برای کسانی‌که تاکنون با ما همراه بوده‌اند (اگر تاکنون نیز با ما همراه نبوده‌اید، فقط در شرایطی مناسب و آرام قرار بگیرید، چشم‌های خود را ببندید و پس از انجام چند دم و بازدم عمیق با ما همراه شوید) در ذهن خود تصور کنید که یک پوشش محافظ از جنس انرژی الهی درونتان را به‌طور کامل گرفته و فرض کنید که این پوشش به شکل یک تخم‌مرغ شیشه‌ای از جنس انرژی الهی و بسیار بزرگتر از جسم شما است و بعد به خود پیام دهید. من این پوشش محافظ را در خود می‌کشم تا مرا در برابر تمامی انرژی‌های منفی بیرونی محافظت کند.
● تکنیک تخلیهٔ انرژی منفی و تبدیل آن به انرژی شفابخش الهی
باز هم پس از انجام ورزش‌ها و تنفس‌های ریلکس شدن، گفتن ذکر و وارد شدن به وضعیت آلفا در محیطی آرام و مناسب و پس از بستن چشم‌ها، تکنیک را شروع می‌کنیم (باز هم برای دوستانی که با ما همراه نبوده‌اند، فقط در جای مناسبی از صدا، نور زیاد گرما یا سرمای زیاد قرار گیرید. به‌صورت نشسته و یا درازکش، چشم‌ها را ببندید و از این پس با ما همراه شوید). پس از بستن چشم‌ها باتدا در ذهن خود به دور خود یک پوشش محافظ بکشید. این پوشش از جنس انرژی الهی و شفای الهی و به شکل یک تخم‌مرغ شیشه‌ای که هیچ منفذی به بیرون ندارد و بسیار بزرگتر از بدن جسمانی ما است، ساخته می‌شود، ولی این بار این پیام را به خود می‌دهیم که این پوشش محافظ باعث می‌شود تا هیچ انرژی منفی از من به بیرون سرایت نکند و تمامی انرژی‌های منفی که از من ساطع می‌شوند، در تماس و برخورد با این پوشش، تبدیل به انرژی شفابخش و مثبت می‌گردند و دوباره از طریق پوست و یا تنفس به من بازمی‌گردند.
● تکنیک پاک کردن حسادت‌ها، کینه‌ها، بغض‌ها و خشم‌ها
حال پس از کشیدن پوشش محافظ به دور خود و پیام دادن به خود و پوشش محافظ که این پوشش می‌تواند تمامی انرژی‌های منفی ساطع شده از من را تبدیل به انرژی شفابخش و درمانگر الهی سازد و من می‌توانم بار دیگر آن را از طریق تنفس دریافت کنم؛ می‌توانید تکنیک بعدی را اضافه کنید.
۱) یک گل‌سینه را از هر نوعی که باشد، تصور کنید که در مقابل سینه خود در دست گرفته‌اید. حال تمامی خشم خود را به درون گل بریزید و به خود بگوئید من تمام یخشم خود را به درون این گل می‌ریزم. کمی صبر کنید؛ حال با چشم‌های بسته ببینید که چه اتفاقی برای این گل افتاد، آن را به خاطر بسپارید.
۲) دوباره در تصور خود یک گل سفید را مقابل سینه خود نگاه دارید و این بار بگوئید من تمام کینهٔ خود را بر روی این گل می‌ریزم و باز توجه کنید که چه اتفاقی برای این گل می‌افتد.
۳) این بار یک گل سفید دیگر را مقابل سینه خود تصور کنید و به خود بگوئید من تمام حسادت خود را به روی این گل می‌ریزم. چند لحظه صبر کنید و باز توجه کنید که چه اتفاقی برای گلتان می‌افتد.
۴) گل سفید دیگری را در مقابل سینه خود تجسم کنید. به خود بگوئید من اکنون تمام غصه‌ها، دردها و رنج‌های خود را به روی این گل می‌ریزم و باز توجه کنید که چه اتفاقی برای گل می‌افتد.
▪ توجه: بهتر است این تکنیک را در ساعت ۱۰ صبح یا ۱۰ شب انجام دهید. ما می‌خواهیم افراد زیادی این تکنیک را همزمان در این ساعت‌های خاص انجام دهند تا انرژی یا انرژی جسمی ایجاد شود. انرژی جمعی به شما کمک می‌کند تا این شرایط را بیشتر و عمیق‌تر درک کنید.
● تکنیک انرژی شفابخش الهی
حال در ذهن خود هر ۴ شاخه گل را دوباره روبه‌روی خود در دست بگیرید. سپس از انرژی شفابخش الهی بخواهید تا بر این گل‌ها بتابد. انرژی الهی قادر است تا از پوشش محافظ عبور کرده وارد آن شده و بر گل‌ها بتابد. حال توجه کنید که چه اتفاقی برای گل‌های شما می‌افتد.
تست بعدی را پس از اینکه این مدیتیشن را انجام دادید، بخوانید و نتیجه کار را در رابطه با مطالب بعدی بررسی کنید.
در زمانی‌که خشم و کینه، حسادت و یا غم و غصهٔ خود را به روی گل می‌ریزیم، اغلب گل یا پژمرده می‌شود و یا تیره و حتی سیاه می‌گردد. از این طریق خواستم به شما نشان دهم که این انرژی‌های منفی با روح و چشم ما چه می‌کنند و یا زمانی که از افکار، احساس‌ها و یا کلام ما ساطع می‌گردند، چه بلائی بر سر محیط اطراف و خانواده‌مان می‌آورند. در ضمن، زمانی‌که نور الهی و انرژی شفابخش الهی را به آن می‌تابانیم به یکباره سالم شده، به رنگ سفی بازگشته و یا حتی بسیار زیاد می‌شوند و به این شکل نیز دوباره شما می‌توانید شاهد باشید که انرژی شفابخش الهی وقتی وارد بدن ما شود، چه اتفاقی می‌افتد.
شما می‌توانید هر یک از این تکنیک‌ها را به‌طور جداگانه نیز اسفاده کنید ولی برای تخلیه انرژی منفی به‌طور حتم به دور خود پوشش محافظ بکشید تا محیط خانه خود را مسموم نسازید.
تخلیه انرژی منفی و گرفتن انرژی الهی می‌تواند در ایجاد آرامش و سلامت و درمان و جذب برکت و نعمت (طبق قانون جذب و تابش) به زندگیمان، به ما کمک کند.
حضور انرژی الهی که همه شفا، برکت، عشق، رحمت، آرامش و سرور است، نیز خود ما و محیط اطرافمان را به‌طور کامل تغییر خواهد داد.
ضمن آنکه با این تکنیک‌ها می‌توانیم به مرور، تمامی خشم‌ها، حسادت‌ها، عصبانیت‌ها، کینه‌ها، غصه‌ها و بیماری‌ها را از روح و جسم خود پاک نمائیم.
در ضمن می‌توانیم از تکنیک پوشش محافظ و انرژی الهی برای افراد خانواده‌مان، دیگران و حتی کشورمان نیز استفاده کنیم.
ولی هرگز روی تخلیه انرژی منفی افراد دیگر کار نکنید. به خودتان یاد بدهید تا خودشان برای خود کار کنند.

مجله شادکامی و موفقیت


طبقه بندی: مثبت اندیشی، روانشناسی، آموزشی، اجتماعی،
برچسب ها: تخلیه. انرژی. منفی. آکاایران. تکنیک. تکنیک تخلیه انرژی منفی. تکنیک تخلیه انرژی. تکنیک تخلیه انرژی منفی و تکنیک پوشش محافظ در برابر انرژی‌های منفی. تکنیک. فکرها. بلکه. محیط. تکنیک تخلیه انرژی منفی و تکنیک پوشش محافظ. محیط. شکل. می‌ماند. بلکه. تکنیک تخلیه انرژی. فکرها.، انرژی مثبت، پروژه دانشجویی، تبلیغ رایگان، آگهی استخدام، انجام پایان نامه، پایان نامه،

تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 08:00 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس کوچکی | نظرات

مواد موجود در شامپو و لوازم آرایشی عامل نازایی و سرطان پستان است

شنبه 9 آبان 1394 - 15:24
مواد آرایشی

آزمایش‌های تازه نشان می دهد که مواد موسوم به پارابن در شامپو، لوازم آرایشی، لوسیون بدن و کرم‌های ضد آفتاب خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهند و سبب نازایی می‌شوند.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی آنا، پژوهش‌های اخیر در دانشگاه یوسی برکلی نشان می‌دهد گروهی از مواد شیمیایی که با نام پارابن‌ها شناخته می‌شوند و از مواد تشکیل دهنده محصولات آرایشی و بهداشتی هستند، ممکن است در تعامل با فاکتورهای رشد موجود در بدن به افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان را بالا ببرند.

پارابن‌ها مواد نگه‌دارنده‌ای هستند که به طور گسترده در لوازم آرایشی و بهداشتی، از شامپو و لوازم آرایشی گرفته تا لوسیون بدن و کرم‌های ضد آفتاب مورد استفاده قرار می‌گیرند. این مواد شیمیایی که سبب نگرانی‌های فزاینده‌ای در میان متولیان امور بهداشتی شده‌اند، به علت اینکه از استروژن‌ها تقلید می‌کنند، با افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان و مشکلات تولید مثلی مرتبط هستند.

به گزارش futurity.org پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در برکلی (یوسی برکلی) معتقدند که روش های فعلی آزمایش شیمیایی در مورد این مواد نتایج درستی نشان نمی‌دهند. دیل لایتمن، پژوهشگر بیماری‌های زنان و زیست‌شناس مولکولی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، و استادیار علوم تغذیه و سم شناسی می‌گوید: «اگرچه پارابن‌ها به‌عنوان عوامل تقلید کننده از آثار رشد استروژن از لحاظ اثری که بر سلول های سرطانی پستان بر جا می‌گذارند، شناخته شده هستند، عده‌ای آنها را بسیار ضعیف‌تر از آن می دانند که آسیب رسان باشند اما این ممکن است هنگامی که پارابن‌ها با دیگر عوامل دخیل در تنظیم رشد سلولی ترکیب می شوند، درست نباشد.»

آزمایش‌های ایمنی موجود که در مورد مواد شیمیایی به کار گرفته می‌شود و تأثیر مواد شیمیایی بر روی سلول‌های انسانی را اندازه می‌گیرند، پارابن‌ها را منتزع از مواد دیگر بررسی می‌کنند. به گفته این پژوهشگر این آزمایش‌ها قادر به اندازه‌گیری خطر پارابن‌ها در تعامل با انواع دیگر مولکول‌ها از لحاظ افزایش خطر سرطان پستان نیستند.

لایتمن و همکارانش برای نشان دادن بهتر آنچه که در واقعیت می‌گذرد، تأثیرپذیری دو نوع گیرنده، گیرنده‌های استروژن و HER2 را مورد بررسی قرار دادند. در حدود 25 درصد از موارد سرطان های پستان مقدار زیادی HER2 -یا گیرنده فاکتور رشد اپیدرمال 2- تولید می شود. تومورهای HER2 مثبت تمایل به رشد و گسترش شدت بیشتری نسبت به انواع دیگر سرطان پستان دارند.

محققان گیرنده HER2 در سلول های سرطان پستان را با یک فاکتور رشد به نام هرگولین که به طور طبیعی در سلول‌های پستان ساخته می شود، با قرار دادن در معرض سلول به پارابن فعال می کردند. آنها دریافتند که نه فقط پارابن، گیرنده های استروژن را تحریک می‌کند بلکه اثر بسیار چشمگیری نیز بر جا می گذارد.

این مطالعه نشان دادکه پارابن در دوزهای پایین‌تر از توانایی بسیار بیشتری در ایجاد سرطان نسبت به آنچه قبلاً تصور می شد، برخوردار است.




طبقه بندی: اخبار، اجتماعی، پزشکی،
برچسب ها: پارابن‌ فاکتورهای رشد هرگولین HER2 یوسی برکلی محصولات آرایشی و بهداشتی، پروژه دانشجویی، آگهی استخدام، انجام پایان نامه، استخدام در تهران، برنامه نویسی وب، طراحی سایت،

تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 06:28 بعد از ظهر | نویسنده : مهندس کوچکی | نظرات
9 آبان (31 اکتبر) ، جشن هالووین

هالووین یکی از جشنهای سنتی مغرب‌زمین است که مراسم آن در شب ۳۱ اکتبر (نهم آبان) بر‌گزار می‌شود. بسیاری از افراد در این شب لباس‌های عجیب و غیرمرسوم می‌پوشند و کودکان برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای آمریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند.

 

آیا پیشینه جشن ‌هالووین را می‌دانید؟!
گستردگی بیش از حد رسانه‌ها، سهولت دسترسی و نفوذ آنها به زندگی مردم سراسر جهان، برای انسان امروزی فرصت شناخت خصوصیات فرهنگی مردم سایر نقاط جهان را فراهم کرده است. به هر صورت ضمن تاکید به حفظ و نگهداری از سنت‌های زیبا و پر معنای تمدن و کشورعزیز خودمان توجه شما را به مطلبی که درباره ‌هالووین، یکی از این رسوم تهیه شده است، جلب می‌کنیم.


طی چند سال اخیر اجرای بعضی از آداب و رسوم شادی آور کشورهای دیگر جهان در ایران باب شده است و این ماجرا از طرفی خوب است چون اجرای این رسوم - هر چند در اندازه ای بسیار کوچک و در حد خانه، مدرسه و مهد کودک - به هرحال می‌تواند بهانه ای برای شادمانی مردم باشد و از طرفی بد است، چون ما معمولا بدون اطلاع از اصل و ریشه آن که لطف این مراسم را صد چندان می‌کند، فقط ظاهر ماجرا را از روی فیلم‌ها یا کانال‌های ماهواره کپی می‌کنیم و کم کم مصداق ضرب المثل "کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد" می‌شویم.

 

 تاریخچه و آداب ‌هالووین
آیا می‌دانید این شب سراسر خنده و شوخی که کوچک و بزرگ در انتظار آن هستند چه ماجرایی دارد؟
تاریخ این روز به بیش از 2000 سال گذشته بازمی‌گردد و آغاز آن درواقع بسیار جدی بوده است. شب 31 اکتبر که به‌هالووین (Halloween ترکیب دو کلمه Hallow مقدس و E’en که همان Evening به لهجه ایرلندی است، به معنای سر شب) شهرت دارد، ریشه در رسوم سلتیک (ساکنان اولیه جزایر بریتانیا) دارد و آداب آن بیشتر از ایرلند و اسکاتلند آمده است.


این شب در اصل از جشنی مذهبی پایه گرفته است که از قرن نهم بعد از میلاد مرسوم بوده و "روز تمام مقدسین" یا All Hallows Day نام داشته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا می‌کنند که امروز به نام All Saints Day شهرت دارد و‌ هالووین، شب قبل این جشن است.


 اما رسوم این شب، تاریخچه ای بسیار دورتر دارد و به یکی از تعطیلات سلتیک برمی‌گردد. بیش از 2000 سال پیش، راهبان سلت که Druid نامیده می‌شدند، جشنواره ای را پایه گذاری کردند که سمهین (Samhain) نام داشت و اعتقاد داشتند که در این شب دروازه بین دو دنیا گشوده می‌شود و خدای جهان مردگان همراه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین می‌آید.


مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات می‌پوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر می‌گذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد می‌کردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی می‌افروختند و قربانی می‌کردند تا ارواح را آرام کنند.

 

جشن هالووین,هالووین چیست,تاریخچه جشن هالووین

 
امروزه رنگهای محبوب ‌هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است. از طرفی، علاوه بر تاثیر این مراسم، جشنواره روز برداشت محصول رومیان نیز، که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا (Pomona) الهه میوه جات بوده است، بر جشن ‌هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است.
گرفتن سیب از آب و دویدن در هزارتوهای مزارع ذرت و البته استفاده‌های مختلفی که از کدو می‌شود، همه نشانی از جشن رومیان دارند که در طی آن برداشت محصولی خوب را جشن می‌گرفتند.


 trick-or-treat یا همان قاشق زنی!
یکی از آداب بسیار رایج در‌ هالووین trick-or-treat نام دارد و بسیار شبیه به قاشق زنی خودمان است، به این ترتیب که افراد- به خصوص کودکان - در گروه‌هایی کوچک به در خانه‌ها رفته و می‌گویند trick-or-treat به این معنی که: "چیزی بده تا اذیتت نکنیم" و صاحبخانه که به همین مناسبت خوراکی‌هایی تهیه کرده، چیزهایی در سبد آنها می‌گذارد.


این رسم در واقع بازسازی اتفاقی است که در دوران گذشته و در روز "تمام مقدسین" روی می‌داد و در طی آن فقرا به درب منزل ثروتمندان می‌رفتند و از آنها پول یا غذا می‌گرفتند و اگر کسی از کمک به آنها سرباز می‌زد، ارواح خبیث به سراغش می‌آمدند و خانه اش را ویران می‌کردند.

 

جشن هالووین,هالووین چیست,تاریخچه جشن هالووین

 
 کدوی نارنجی رنگ، جاودگر سوار بر جارو و ...
جک فانوسی یا Jack-o'-lantern: کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده می‌شوند و با شمعی در داخلشان، به عنوان فانوسهای شب ‌هالووین در همه جا دیده می‌شوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند.


 صندوق‌های کوچک یونیسف برای‌ هالووین
بنا بر این داستان، مردی به نام جک، محکوم شده بود تا پس از مرگ در دنیا سرگردان باشد. او فانوسی را که با کنده کاری بر روی ترب در دست داشت و به جک فانوسی معروف بود.
هنوز هم در ایرلند و اسکاتلند این فانوسها از ترب ساخته میشود اما مهاجرین ایرلندی، پس از رسیدن به آمریکا، کدو را برای این منظور مناسبتر و زیباتر دیدند و پس از مدتی، کدو تنبلهای بزرگ و زیبا جای ترب را گرفت.


جادوگرانی با جاروهای پرنده و گربه سیاه:

در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت. به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران می‌توانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری می‌دانستند که تغییر شکل داده یا حتا مرده ای است که به زندگی بازگشته است.


هالووین و عطسه!

در اعتقادات سلتی، باید به کسی که عطسه می‌کند بگویند: خدا حفظت کند! "God bless you". زیرا آنها اعتقاد دارند که هنگام عطسه، روح از بدن به بیرون پرتاب می‌شود و در شب‌ هالووین، باید حتما مراقب بود تا اگر کسی عطسه کرد به او بگویند "خدا حفظت کند" تا مبادا شیطان روح آنها را تسخیر کند.


 منبع: farya.com
 


یکی از نمادهای هالووین یک كدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود.

جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است.


به روایتی آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش می افروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره می نشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند.

هالووین یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کم کم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند.
منبع: تبیان



جشن هالووین، که به باور بسیاری برای بزرگداشت ارواح است هر سال در آخرین شب ماه اکتبر برگزار می شود.
در این جشن مردم با لباس های عجیب و غریب تا پاسی از شب رقص و پایکوبی می کنند و البته همدیگر را می ترسانند!
یکی از شهروندان نیویورک با اشاره به اینکه لباس های سال گذشته را که نتوانسته بود استفاده کند اکنون به تن کرده، می گوید خیلی خوشحال است که جشن برقرار است.
از سویی دیگر به باور بعضی دیگر در جشن هالووین، توجه کودکان سرتاسر دنیا بر پوشیدن لباس شیطان، اشباح، جادوگران، اسکلت معطوف می‌شود. هالووین، مراسمی که فلسفه آن تمرکز بر تاریکی‌ها و شیطان است اکنون به صنعتی عظیم تبدیل شده است.


بیست

بیست

بیست


بیست

بیست


در نیویورک مردم با لباس های عجیب و غریب تا پاسی از شب رقص و پایکوبی می کنند و البته همدیگر را می ترسانند!
یکی از شهروندان نیویورک با اشاره به اینکه لباس های سال گذشته را که نتوانسته بود استفاده کند اکنون به تن کرده، می گوید خیلی خوشحال است که جشن برقرار است.

بیست

بیست

بیست


دیگری می گوید: «خیلی خوش می گذرد، مردم شادند و از جشن لذت می برند. اینها همه انرژی مثبت است و ما در این روزها به این نیاز داریم.»
به گفته مقامات بیش از ۶۰ هزار تن در مراسم رقص هالووین نیویورک شرکت کردند و نزدیک به ۲ میلیون نفر نیز شب گذشته برای تماشای این مراسم در خیابان های این شهر حضور یافتند.

بیست

بیست


در این جشن مردم با آرایش ها و صورتک های ترسناک و بعضا چندش آور و یادآور شخصیت هایی مانند درآکولا و خون آشام یکدیگر را می ترسانند و شادی می کنند

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

بیست

هالووین آقای رئیس جمهور!

بیست

رئیس جمهوری که حالا ثابت شده است سفارت خانه های دولتش واقعا لانه جاسوسی بوده است!

بیست

بیست

و این هم تصاویری از هالوین پارتی از هموطنان عزیز خودمون! تهران یا خارج از ایرانش رو نمیدونم










طبقه بندی: اخبار، اجتماعی، سرگرمی / طنز،
برچسب ها: جشن هالووین، هالووین، 31 اکتبر، Halloween، انجام پروپوزال، انجام پایان نامه، مثبت اندیشی،

تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 09:40 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس مؤمنی | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک
  • ابزار هدایت به بالای صفحه